افغانستان – چند عکس، چند خاطره

این دو روز بدون هیچ حادثه خاصی گذشت. به جز رفتن به سفارت برای درخواست ویزا برای دوستان افغانی تا بتوانند در تهران در یک دوره آموزشی شرکت داشته باشند و یادگرفته های خود رو امتحان کنند. این دوستان قرار است بعدها در افغانستان آموزشگر دیگران باشند. ماجرای سفارت را باید بعدا بنویسم ولی فعلا این عکس ها را داشته باشید. البته قبل از دیدن عکسها توضیح بدهم که دوستی که با من است علاقه مند دوربین و عکاسی است و در نتیجه بر خلاف سفرهای قبلی، من در بسیاری از عکس ها هستم.

af_workshop.jpg

این عکس کارگاه ما است. چهار کامپیوتر رومیزی و سه لپ تاپ. در افغانستان لپ تاپ بسیار مرسوم است. به دو دلیل: وجود لپ تاپ های دست دوم ارزان و نبودن برق. لپ تاپی برابر لپ تاپ یک میلیون و چهارصد تومانی من را می شود در اینجا به قیمت نهصد دلار خرید. البته پیدا کردن لپ تاپ زیر پانصد دلار سخت است ولی لپ تاپ های روز را می توانید بدون امتحان کردن، دست دوم بخرید و ببینید چه چیزی از آب در می آید. برای خودشان مرسوم است. دلیل دوم بر می گردد به برق غیرمطمئن. در طول روز چندین بار برق قطع می شود و مردم ژنراتورهایشان را روشن می کنند. در این وضعیت استفاده از دسکتاپ غیرعملی است چون دائما ریست می شود. لپ تاپ با باتری اش این مشکل را هم حل می کند.

در عین حال همانطور که می بینید هیچ کدام از شرکت کنندگان ما از قوم هزاره نیستند. قوم هزاره همانی است که در ایران به عنوان مردم افغانستان مرسوم هستند. از چهره این افراد به سختی می شود حدس زد که ایرانی نیستند.

af_bus_japan.jpg

ساعت ناهار با خیلی ها گپ می زنیم. بحث ها جالب هستند و معمولا غم انگیز. آدم ها از رفتارهای نادرستی که در ایران با آن ها کرده ایم حرف می زنند. امیری می گوید که در ایران دانشجو بوده و یک بار که داشته با اتوبوس به سمت تهران می رفته، در یک ایستگاه مسوول اتوبوس از ولوو پیاده اش می کند و با وجود داشتن بلیت ولوو اصرار می کند که باید سوار اتوبوس قدیمی بشود چون افغانی است. من و مسعود چیزی نداریم بگوییم. یکی از مسوولین رده بالای این موسسه از دختری تعریف می کند که عاشق اش بوده ولی خانواده دختر فقط به خاطر افغانی بودن حتی اجازه حرف زدن هم به او نداده اند. این آقا به نظر من بسیار باشعورتر و با شخصیت تر از بسیاری فامیل های من بود. امیری عاشق آهنگ است و با لذت به هایده و گوگوش گوش می دهد. می گوید که آیت الله های واقعی اینها هستند نه آنهایی که به عنوان آیت الله مشهور شده اند. برایمان آهنگ افغانی کپی می کند (اگر خواستید و من را دیدید، بگیرید) و با افسوس می گوید که افغانستان زباله دان کشورهای دیگر شده. حرف اش را تندروانه می دانیم. در برگشت که دقت می کنیم روی خیلی چیزها نوشته شده که هدیه کشورهای دیگر هستند و مطمئنا بهترین هدیه های ممکن نیستند. من مشکلی با این ندارم که کشورهای دیگر در کابل مدرسه و دانشگاه و بیمارستان و اتوبوس و … داشته باشند و به نظرم در مرحله ای از رشد این لازم است. امیری این را دوست ندارد. دوباره عکس بالایی را برایتان تکرار می کنم.

af_bus_japan.jpg

داستان ها خیلی خیلی زیاد است. افغانستان سرد است. برای ما خیلی سرد است. البته این دو روز هوا بهتر بوده. ساعت شش در اقامتگاهمان هستیم (که اسمش DreamLand است و اسم صاحبش خوشحال خان) تا شام در اتاق مسعود گپ می زنیم و از بچگی ها و خاطرات تعریف می کنیم و بعد از هشت تا حدود نه و ده من کانال کمدی تلویزیون و شوهای خانوادگی خنده دار می بینم که دوستشان دارم و وبلاگ می نویسم و درسهای فردا را آماده می کنم. اینجوری:

af_bed_laptop.jpg

خاطره فرعی:امروز دوستان سر کلاس تریاک آورده بودند! یک چیز قهوه ای پررنگ بود شبیه قره قوروت و به اندازه یک گردو. بوی خاصی نداشت. می شد آن را با چایی شیرین خورد. البته یک قسمت کوچکش اش را. بحث شد که واقعا تریاک است یا نه. در نهایت زیرش آتش روشن کردند و دود کرد. بو کردیم. گفتند تریاک است. تلقین بود یا واقعی،‌ بعد از بو کردن احساس می کردم سرم کمی گیج می رود. جالب بود که گفتند تریاک داشتن در افغانستان هم جرم است هرچند که می گفتند موقع سرماخوردگی بسیار مفید است و استفاده می کنند.

12 thoughts on “افغانستان – چند عکس، چند خاطره

  1. به نظرم بين بيكاري ايرانيان و افغاني ها رابطه وجود دارد هرچند دليل اصلي نيست.
    اما مشكل حضورآنان فقط اشتغال نيست، برخي ديگر از مشكلات حضورشان عبارت است از:
    ۱- نرخ بالاي جرم و جنايت وفساد دربين ايشان
    ۲- استفاده از امكانات عمومي كه از بودجه اين مملكت يا ماليات اين ملت ساخته شده است، بدون پرداخت هيچ چيز
    ۳- افزايش جمعيت كشور (به خصوص در شهرهايي مثل مشهد)
    وبالاخره اينكه آيا همانطور كه ايرانيان از اين همسايگان در كشور خود پذيرايي مي كنند آنها هم حاضرند؟
    قبول كن كه ما پس از يك خواب طولاني به فكر مسئله آمدن و ماندن افغانها داريم فكر مي كنيم. اين هرگز افتخاري براي يك حكومت نيست كه بيشترين تعداد پناهنده را داشته باشد، به خصوص اگر مردم خودش در مضيقه باشند. مردم يك جامعه حق دارند بي آنكه خشونتي نشان دهند ورود بيگانگان را به جامعه اي كه خود ساخته اند كنترل كنند. اگر حساسيت ما كم است شايد به اين دليل است كه سهم چنداني در ساختن تمدن فعليمان نداشته ايم و همه از سر چاه نفت خورده ايم.
    اما آیا هیچ کجای دنیا مهاجرین خارجی را به همین شکلی که دوستان افغانی ما به ایران آمده اند می پذیرند…ما نیاز به قوانین مهاجرت سفت و سخت تری نداریم؟
    به دلیل عدم وجود قوانین مناسب مهاجرت و جنگ خانمانسوز در افغانستان این خیل عظیم مهاجر افغانی باعث دردسر های فراوان و اسیبهای جدی شده اند.
    همان طور که در اروپا و آمریکا هست، حضورشان مشکلات زیادی دارد. از جمله از دلایل بیکاری هست، پایین آمدن درآمد سرانه افراد پایین جامعه است، … که همه این ها در کشور های پیشرفته هم هست، اعتراض هم می کنند. سرمایه دار طرفدار کارگر ارزان است و به طور مستقیم درگیر با مشکلاتی که به وجود می آورند ندارد. قشر پاین است که هزینه این مساله را می دهد.
    رفتارشان نادرست است، قبول. ولی انکار اینکه حضورشان مشکلات زیادی هم ایجاد می کند هم غیر عقلانی است. در آمریکا هم مکزیکی ها و در اروپای غربی هم مردم اروپای شرقی همین مسائل را ایجاد می کنند. و عکس العمل اجتماعی، حتی در سطح رسانه های بزرگ هم در آنها هم وجود دارد. اگر می خواهید بگویید کارگر بهتری از ایرانی ها هستند، قبول. ولی این دلیل برای قبول آنها از طرف جامعه به هیچ وجه کافی نیست.
    اظهار نظر در مورد حضور جمع چند ميليوني افغان در كشور ما چه ربطي به نژاد پرستي دارد؟ بهتر است بدانيد من حتي در دانشگاه شريف دوستاني افغان داشته ام كه از نظر اخلاقي بسيارهم خوب بوده اند.
    ۲- هر وقت دنيا شد دهكده جهاني و براي رفتن از كشوري به كشور ديگر نيازي به ويزا نبود افغان ها هم بدون هيچ محدوديتي تشريف بياورند، ما هم مي رويم هرجا بخواهيم
    ۳- دوستاني كه افغانستان را به دليل تاريخي بخشي جدا شده از خاك ايران مي دانند و دلسوزشان شده اند بدانند اولا افغان ها خودشان را كشوري مستقل مي دانند. ثانيا: اگر با منطق ايشان بخواهيم نگاه كنيم، نيمي از آسيا و بخشهايي از شمال آفريقا هم زماني خاك ايران بوده چرا به فكر آنها نيستيد؟ وآيا آنها هم شمارا راه مي دهند؟ به سفارت برخي از اين كشورها برويد تا ببينيد يك ايراني چه ذليلانه براي گرفتن ويزا التماس مي كند.
    ۴- از نوشته اكثر كساني كه با احساسات فراوان حمايت از حضور افغان ها را كرده اند، مشخص است كه از ايشان فقط به عنوان كارگر (براي امور ساختماني، گلكاري، كار منزل) استفاده كرده اند و چون از كار زياد و دستمزد كم راضي بوده اند، منافع ملت را به منافع شخصي ترجيح مي دهند
    ۵- آمار جرم و جنايت در بين افغان ها را مراجع رسمي منتشر كرده اند و به اين معني نيست كه ايراني ها جرم و جنايت نمي كنند بلكه نشان مي دهد متوسط جرم و جنايت آنها بيشتر است.
    ۶- بنا به آمار رسمي حدود ۲ ميليون و آمار غير رسمي حدود ۳.۵ ميليون افغاني در كشور حضور دارند. مي دانيد اين ها چه تعداد خانه را در اين مملكت اشغال مي كنند؟ جالب است بدانيد من خودم آپارتماني دارم در مشهد كه مستاجري افغاني در آن زندگي مي كند، از او راضي هم هستم ولي وقتي راجع به حضور افغانها در ايران اظهار نظر مي كنم نسبت به منافع كلي جامعه فكر مي كنم.
    اگر از ايرانيها هم ماليات نگيرند، اگر جوان ايراني مجبور نباشد ۲ سال سربازي برود (كه حداقل ۲۴ ماه ضرب در حقوق يك ماه به ضررش است)، … آنوقت جوان ايراني هم حاضر مي شد با نرخ ارزانتر از افغاني كاركند.
    اما از تاریخی که افغانها برای تصاحب نان و آب ایرانیها تا عمق خاک ایران آمدندو اصفهان پایتخت صفوی را محاصره کردندو مردم بیچاره آنجا از بی آب و غذایی به موش و گربه خوردن افتادند هنوز سیصد سال نمی گذرد.آنچه مسلم است افغانستان در حال حاضر در تصرف آمریکائیهاست.!!!بنابر این بی ضابطه برخورد کردن با مسئله به این مهمی می تواند باعث تکرار تاریخ شود. یادتان باشد این سیاست است که مارا جلو میبرد.نه احساسات. هر اتفاقی می تواند بیفتد که همه کشورهای برادر همسایه یکهو باهم پدر کشتگی پیدا کنند. مگر قبلا این اتفاق نیفتاده است؟ باید بدونیم در صورت بروز یک جنگ بین ایران و همسایگانش شهروندان آن کشورها در کشور ما ؛ملیت وآب و خاک خود را به ایران عزیز ترجیح می دهند. همانطور که ما ایران عزیزمان را.
    اگر دقت کنید متوجه می شوید که افغان ها در ایران مهاجر نیستند، پناهنده موقت هستند.
    حرفی که من زدم این بود که در کنار منافعی که برای بعضی از انسان ها حضور افغان ها ایجاد کرده، برای عده ی به نظر شخصی من زیادی هم مشکل ایجاد کرده است. اینکه فقط قسمت پر لیوان را آن هم با دید خواص نگاه می کنید درست نیست. این درست نیست که هر جا به نفع ما بود، مفاهیم اخلاقی را پیش بکشیم و انسان دوستی کنیم و هر جا نبود …
    من نمی گم که با افغان ها غیر انسانی بر خورد کنیم، ولی می گم که خیلی هستند افرادی که به خاطر حظور افغان ها در ایران ضرر دیده اند. کالا ارزان برای کسی هست که در آمد هم دارد. وقتی در آمد ندارد کالای ارزان فقط به درد همان سرمایه داری می خورد که سود هم می کند.
    از اینکه حکومت این مساله و مسائل بسیار دیگر را به عنوان ابزار سیاسی استفاده می کند، راضی نیستم، ولی این دلیل نمی شود هر کاری که می کند را از ریشه نفی کنیم. هستند عده ای که از ایرانیان که از حضور افغان ها راضی نیستند، سود و منفعت ندارند، دلیل پناهندگی موقت آنها هم به ظاهر پایان یافته است. خوب، حق دارند بگویند که می خواهیم بروند کشور خودشان. شما فکر می کنید که چرا اروپایی ها به این کارگران ارزان که می خواهند مهاجرت کنند اجازه نمی دهند؟ آیا رفتار غیر انسانی می کنند؟ یا حضور کارگر ارزان به نفع شان نیست؟ یک مقدار ابژکتیو تر به مساله نگاه کنید. هر کشور منابعی دارد، وضعیت و امکاناتی دارد. چند نفر از ایرانیانی که به خارج می روند کمتر از همکاران خارجی خود کار می کنند؟ فکر می کنم واضح است که بسیاری حاضرند دوبرابر کاری که در ایران می کنند را در اروپا یا آمریکا انجام دهند و از امکانات آنها که همین طور مفت هم بدست نیامده استفاده کنند.
    تنها حرف من این است که حضور افغان ها مشکلاتی ایجاد می کند. این حرف ها هم که زمانی جزو ایران بودند، چرا با فلسطینی ها بهتر برخورد می شود، … هم فقط منحرف کردن بحث است. (در مورد فلسطین، روشن است که مشکل آنها هنوز حل نشده، و هر چقدر هم که بخواهند به سرزمین خود برگردند، باز هم فعلا نمی توانند، …)
    وقتی یک پناهنده به کشوری میاد، با شرط این میاد که وقتی مشکلی که باعث شده پناهنده بشه، رفع بشه برگرده. اینکه مهاجر رو کشوری قبول می کنه، عملا داره یک کار فوق العاده انجام می ده که هیچ لزومی نداره که انجام بده. اگه فقط مساله کارگر بود، مثل آلمان که یک زمانی کمبود نیروی کار داشت، درخواست از کشورهایی مثل ترکیه که بهش نیروی کار بفرستند، بهشون هم به عنوان مهاجر نگاه می کنه، تعدادشون هم کم نیستند. با این وجود باز تو کشور آلمان عکس العمل هایی هست، تازه بعد از چند نسل که اونجا بودند.
    این مساله مهاجر غیر قانونی فقط مختص ما نیست. همین چند روزه بی بی سی رو نگاه کن در مورد پذیرش رومانی و بلغارستان به اتحادیه اروپا. همچنین بحث عضویت آینده ترکیه. همین چند هفته پیش وقتی دولت آمریکا لایحه ای برای دادن مهاجرت قانونی به مهاجران غیر قانونی مکزیکی ارائه کرد، ببین چی شد. یک برنامه لری کینگ تو سی ان ان به این مساله اختصاص داشت. قبول، شاید این مشکل اصلی بازار کار ایران نیست. ولی قسمتی از مشکل هست. خیلی مشکلات دیگه. اگر این مشکلات نبود، برای من جای سوال هست که چرا این همه مردم کشور های پیشرفته نسبت به این مساله عکس العمل نشون می دن. خیلی از افراد می گند که یکی از دلایل اصلی رد شدن قانون اساسی اروپا در فرانسه همین مساله مهاجرت و نیروی کار و ترس از کاهش رفاه بود. مشکلات دیگه هم داریم، ولی چون مشکلات دیگه هست، به این معنی نیست که این اصلا مشکل نیست. یک فرد افغانی وقتی می اومده ایران وضعیت رو می دونسته، بر اساس منافع خودش اومده، و بر اساس اینکه در ایران موندن به نفعش بوده در ایران این مدت رو مونده. همون طور که گفتم یک سری منافع هم برای عده داشته در ایران. قبول. الان هم که شرایط تغییر کرده، با بر اساس منافع خودش تصمیم می گیره که بمونه یا بره. یک ایرانی هم بر همین اساس تصمیم می گیره. من فکر نمی کنم تعداد بسیار اندکی از افغانی ها به خاطر عشق به میهن که شما می گی ایران می دونن به اینجا اومد، یا انگیزه ی اخلاقی داشتند وقتی می اومدند. به فکر خودشون بودند. وقت اومدن هم می دونستند موقته. بقیه حرف ها معنی نداره. یکی که نیازمنده میاد چند روز خونه تو می مونه، فردا مشکل رفع می شه. حالا چون خونه رو دوست داره و یه مدت توش مونده و فکر می کنه خونه ی خودشه، قبول می کنی تا اخر عمرش یا هر وقتی که بخواد بمونه؟ گیرم که تو کارهای خونه هم کمی کمک کرده.
    تفاوت بین مهاجرت و اقامت موقت به عنوان پناهنده رو فکر می کنم متوجه نشدی. افغان ها مهاجر نیستند، پناهنده اند.
    ” به هر صورتی و با هر کلکی که اومده باشند فرقی نمی کنه. اگر خلافی نکردند چرا باید باهاشون چنین برخوردی بشه.”
    همین که غیر قانونی بیان یا بعد اتمام پناهندگی غیر قانونی در ایران حضور دارند خلافه، نیست؟
    افغان هاانسان هستند. مثل ما. از نظر ذات انسانی هیچ فرقی ندارند. قبول. ولی به خاطر اینکه مثلا من انسانم، حق دارم بگم که خونه تو ماله منه، چون منم انسانم؟ بحثی که می کنی شبیه اینه. این مثال قشنگی نیست، ولی احساس می کنم مثل آدم هایی رفتار می کنی که از اینکه گربه های خیابون گرسنه هستند شروع می کنند به حمایت از حقوق حیوانات و یادشون میره که بچه همسایه کنارشون گرسنه است.
    مساله روستای و شهری هم باز با این موضوع فرق می کنه. باز داری مساله رو منحرف می کنی. از نظر قانون کشور هیچ محدودیتی برای اینکه روستایی در روستا بمونه نیست، با شهری فرقی نداره. ولی یک پناهنده از نظر قانونی و حقوقی با یک تبعه وضعیت متفاوتی داره.
    من باز فکر می کنم مشکل اصلی بحث ما اینه که شما افغان ها رو به اشتباه مهاجر حساب می کنی، نه پناهنده موقت. اگه این نکته روشن بشه و تعریف و حقوق و وظایف پناهنده رو بدونی، این مساله حل می شه.
    چرا من ایرانی باید وجود زردپوستهایی را که تنها افتخارشان از تبار چنگیز بودن است به همراه اینهمه جرم و جنایت و تجاوز تحمل کنم؟ ملت ایران باید تاوان جنگ و آوارگی اینها را بپردازد؟ نیم ملیون هزاره در تهران یعنی گرفتن نیم ملیون فرصت شغلی از ایرانی های بیکار این وحوش نه فقط در ایران، در افغانستان هم بیگانه و متجاوز هستند.
    حق تابعیت ایرانی که بتزاگی در مجلس اسلامی تصویب شد هم یک دشنه ی خائنانه ی دیگر بر پیکر این ملت است. “افاغنه ای که مادران ایرانی دارند” کدام مادران ایرانی؟ یک زن نجیب ترجیح می دهد بمیرد تا با یک هزاره ازدواج کند.
    بحث ما سر کسانی است که باتعداد دو و نیم میلیون نفر با شرط زندگی دراردوگاه مهاجران به ایران آمدند اگر اینها هم مثل آمریکا گزینش شده به ایران آمده بودندو از کلی فیلتر رد شده بودند من هم قبول داشتم که تابعیت ایرانی بدهند
    افغانی با شناسنامه ایرانی جعلی زمین و ماشین می خرد ولی بعلت حضور غیر قانونی در ایران سربازی نمی رود مالیات نمی دهد افغانی فامیل قاچاقچی خودش را لو نمی دهد افغانی که می داند اگر در افغانستان بود یک صدم درآمد توی ایران را نداشت اگر خوب کار نکند چکار کند ؟
    همین الآن موبایل ماهواره ای و3G توی افغانستان است و کلی پیشرفت کرده پس چه احتیاجی به ما دارند حالا اگر هم می خواهند بمانند باید در اردوگاه پناهندگان زندگی کنند نه اینکه شناسنامه جعلی بگیرند و دختران ما با ادعای ایرانی بودن ازداج کنند بعد ببرند افغانستان
    دوست عزیز برخورد مغرضانه ای با جماعت افغان که بصورت غیر قانونی در ایران زندگی می کنند ندارم ولی وقتی شاهد قتل..سرقت..تجاوز..و غیره از سوی گروهی از این جماعت هستی دیگر نرخ پایین دستمزد و بهره وری بالای ایشان نسبت به نیروی کار بومی به هیچ نمی ارزد. متاسفانه شرایط زندگی مناسبی برای جماعت افغان ساکن ایران وجود ندارد ولی مسئولیت این شرایط سخت نتیجه انتخاب ایشان برای اقامت غیرقانونی بوده و قطعا چنین اقامتی نه تنها در ایران بلکه در هر کشوری مشکلات خاص خود را به همراه دارد. فرزندان بدون شناسنامه از مادران ایرانی و پدران افغانی..خیل عظیم متکدیان افغانی در سطح شهر که عموما” از اعضای یک خانواده پر جمعیت هستند و اعمال مجرمانه برخی از این گروه از عوارض ورود بی رویه این جماعت به شمار می رود. کاش دولت ایران شرایطی فراهم آورد تا درصد اقامت غیرقانونی این مردمان و تبعات آن از چهره جامعه ما زدوده شود تا از این پس شاهد برخورد ها و قضاوتهای ناعادلانه نباشیم.
    ما نگران وضعیت شیعیان هستیم تعداد شیعیان به نحو بسیار نگران کننده ای در حال کاهش است بخاطر مسایل کنترل جمعیت در حالی اهل سنت به فتوای علمای خود کنترل جمعیت را حرام می دانند و کمترین تعداد بچه اشان هفت هشت تا بچه است عملا شیعیان در بسیاری مناطق مرزی اقلیت شده اند امنیت ملی با این وضعیت در خطر قرار گرفته است
    شما از کجا فهمیده اید کارگر ماهر افغانی هم داریم ؟ کارگر ماهر به چه کسی میگویندکسی که سواد و خواندن و نوشتن ندارد ۵۰ پنجاه سال هم کار کند کارگر ساده است مثل تقریبا تمام کارگران افغانی لذاکارگر ماهر افغانی نداریم اگر کسی نگران جوان معتادش است نگران وضعیت اخلاقی جامعه است به قول مقاله شما جزو آن گروه فاقد آموزش و مهارت طبقه بندی می شود که مخالفت نژاد برستانه دارد ؟ نسل شیعه دارد منقرض می شود کنترل جمعیت در مناطق سنی نشین معنا ندارد برو کردستان برو سیستان بلوچستان برو هر جایی که سنی است به فتوای علمایشان دارند تعداد زیادی بچه تولید می کنند افغانی ها که ۷۵ هفتاد و پنج درصدشان سنی هستند با تعداد انبوه بچه هم اضافه دارند می شوندمجلس هم تصویب کرده به بچه هایشان تابعیت ایرانی داده شوندو خود افغانی ها در ایران بمانند چطور تا همین چند لحظه پیش ما اضافه نیروی کار داشتیم بهره وری نیروی کار کم بود تعداد کارگران استخدامی بیش از حد نیاز بود نیاز به کوچک سازی دولت بود می گفتید خصوصی سازی باعث کوچک شدن و بهره وری بالاتر می شود و کارگر خلاصه زیادداشتیم حالا چی شد گفتید کارگر افغانی تازه لازم است یک پشت و بام و دو هوا ؟ بالاخره کارگر استخدامی زیاد داریم و باید خصوصی سازی کردو کوچک سازی دولت یا نه؟
    واقعیت این است که دو تا سه میلیون پناهنده آن هم از یک کشور رقم بسیار بالایی است بویژه برای کشور فقیری چون ایران که خودش هزار و یک مشکل دارد. بیشتر نظراتی که در اینجا نوشته شده نه بر اساس واقع بینی که بر اساس خاطرات خوب یا بد از افغانها درج شده است. وجود تعداد زیادی پناهنده بدون حساب و کتاب تنها پایه های اقتصاد و امنیت کشور را تضعیف می کند چه این پناهنده ها افغانی باشند و چه اروپایی. راه حل اساسی کمک ایران به ثبات افغانستان و برنامه ریزی برای بازگرداندن آوارگان به کشورشان است. وقتی از بین دو تا سه و نیم میلیون افغانی حاضر در ایران تنها ۶۰۰۰ نفر شناسنامه کار دارند باید دریافت که چه میزان کارهای قاچاق، غیرقانونی و ضد امنیت اجتماعی انجام می گیرد.
    میدونی آخه جریان چیه….هر چی افغانی تحصیل کرده و ثروتمند بود به کانادا و آمریکا رفتند و اونهایی که به ایران اومدند اکثرا مردم از طبقات پایین تر افغان بودند که خب بعضا جنایاتی هم مرتکب شدند که خاطره بدی بر جا گذاشته..
    در مورد چهره ظاهری افغانها هم ظاهرا فقط ۲۰ درصدشون چشم بادومی هستند که اکثر مهاجرین به ایران از این دسته هستند ایرانیها که در سالهای سیاه آن جنگ کمر شکن و با وجود میلیون ها جنگزده صمیمانه میلیون ها افغان را پذیزفتند، قوت لایموتشان را با آنان تقسیم کردند و حاضر نشدند زیر تهدیدات شدید شوروی بر سر افعانستان معامله کنند. حاجی، موشک هایی که بعنوان هدایای شوروی۲ سال آخر جنگ تهران را به خاک و خون کشید تنها بخش کوچکی از بهای ایرانیان در دفاع از مردم افغان بود.
    ایرانیان که اندکی پس از پایان جنگ با عراق ملیون ها آواره عراقی و تاجیک را هم پذیرفتند و به اینها اضافه کن حمایت بی حد و حصر و همه جانبه از فلسطین لبنان سوریه بوسنی کشمیر چچن. ….
    فراموش کردن وضعیت وحشتناک مردم
    … راستی یادم رفت عملکرد مردم ایران در پذیرفتن میلیون ها مهاجر و کمک به دهها کشور با وجود فلاکت مردم ایران
    کسی را نپدیرفتیم … از ما کسی سئوال نکرده … یهو یه سری افغانی و عراقی و … هلفتی اومدن ایران !!!! همه مردم هم شاکی بودن … اصلا کلمه افغانی نوعی فحش محسوب میشد. که تو مدرسه بچه ها بهم میگفتن .
    کارفرما برای این که پول بیمه و… ندهد کارگر افغان را بر ایرانی ترجیح می‌دهد و کارگر ایرانی را استخدام نمی‌کند، همین. حتی یکی از دلایل طرح بازگرداندن داوطلبانه افغانان هم همین بوده است
    اگر در تهران بودید و صفحه حوداث روزنامه‌ها را ورق می‌زدید این را دیگر حداقل نمی‌گفتید. نمونه‌هایی از آن
    : http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1249421
    هفت تبعه افغان اتهام تجاوز به دختر ايرانى را پذيرفتند:
    http://www.sharghnewspaper.com/840606/html/city.htm#s287295
    اعتراف شكارچي افغاني زنان به قتل 3 زن در تهران:
    http://www.roozna.com/Negaresh_Site/Fullstory/?Id=24007
    نتايج جديد در پرونده 3 برادر افغاني قاتل: http://www.roozna.com/Negaresh_Site/Fullstory/?Id=23599
    http://64.233.161.104/search?q=cache:vcIx2mvfOeAJ:www.aftab.ir/articles/social/psychopathology/c4c1139331248p1.php

  2. بر عکس اتوبوس ها.. از کامپیوترهای خوبی استفاده می کنن.. راستی اونها هم اگه بخوان فارسی تایپ کنن از فونت های ما استفاده میکنن؟

  3. جادي عزيز، مي خواهم سفرنامه افغانستان را در وبلاگ نيمه رسمي خود بنويسم تا كارشناسان همكار كه به افغانستان مي روند، تصوير بهتري داشته باشند. اما الزاما بايد قسمتهايي را كه در رابطه با زنان مبارز است و يا به موضوع وبلاگ من مربوط نمي شود و يا نمي تواند در محيط اداري نوشته شود، حذف كنم و برخي كلمات را تغيير دهم.
    البته به وبلاگ شما لينك مي دهم تا هر كس علاقه داشته باشد، مطالب را پيگيري كند.
    دو شيوه را پيشنهاد مي كنم:
    1- قبل از اين كه مطلب را در وبلاگم بياورم، آن را براي شما ارسال كنم تا اگر نمي پسنديد ننويسم.
    2- بنويسم و اگر شما گفتيد، آن را حذف كنم.
    در هر حال اگر مطلب نوشته شود، كامنت شما مي تواند توضيح دهنده و روشنگر باشد.
    با آرزوي توفيق براي شما و همه مردان پر كار و زنان مبارز اين سرزمين

  4. جواب به علیرضا قراباغی: به نظر من نقل مطلب مشکلی ندارد ولی بهتر از است در متن ها بیاید که تغییر کرده اند و در عین حال لینک مطلب اصلی هم باشد (:

  5. عرض سلام و احترام
    جناب که نام شما ره نمیدانم, نبشته هایتان ره در ارتباط کابل و افغانها خواندم و میبینم که مانند دگر ایرانیان به دید توهین و تحقیر به ما نظر ندارید باید گفت که خانه آباد و تشکر که برعکس آن دسته از وطندارهایتان خوبی ها و زیبندگیهای ما را برجسته ساختین
    باید به شما تبریک هم گفت که در میان اکثریت از نوادر بوده و با دید باز و مثبت به ما دارید.

    وقت خوش

  6. سلام مینا خانم :خدمت شما عرض شود همه انسانها با هم برابرند چه عجم و چه عرب و…. از آشنایی با شما خوشحالم

  7. Do not forget about that many other ALS groups contributed on the booth and ended up there for the conference! Attending were being: Simon Teat, Christine Beavers, James Holton and Scott Classen. Also represented in the booth but not attending the conference ended up: Carolyn Larabell and Mark LeGros (x-ray tomography), Alastair MacDowell and Jason Knight (high pressure diffraction), and Martin Kunz (Laue Mitfcdifrracoion). Did I forget everyone?

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s