افغانستان – تفریح بعد از کلاس

کلاس بعد از ظهر دو ساعت است. کمی از هر ساعت هم به قطع شدن ژنراتور و وصل مجدد آن می گذرد. حین کلاس خبر بازداشت ۴۰ نفر از اعضای جنبش زنان در تهران را شنیده ام و حالا دارم خبرها را چک می کنم. ناراحتم از اینکه الان در وضعیت خوبی نیستند ولی خوشحالم چون می دانم که دوستانم قوی هستند. ظهیر پیشنهاد می کند که چرخی در شهر بزنیم. می گوییم که می خواهیم شش در اقامتگاه باشیم و می گوید که سریع چرخ خواهیم زد. ما را به شهرنو می برد ! فکر بد نکنید. شهر نو مرکز شهر و یکی از مکان های تفریحی جوانان است. جذاب و جالب. فکر نمی کنید چنین جایی در افغانستان باشد. یک جای پارک خالی است و یک پسر با دستمالی در دست آنجا ایستاده، پارک کردن ماشین همان و شسته شدن اش همان. جلوی در ورودی مرکز تفریحی، یک نفر افغانستانی با اسلحه کشیک می دهد. در ورودی از گیت رد می شویم و بوق می زند و مسوول امنیت آنجا، کیف هایمان را می گردد که وقتی مطمئن می شود که «دهشت افکن» نیستیم، داخل می شویم. این روند برای همه کسانی که وارد می شوند تکرار می شود.

شهرنو در افغانستان

مغازه ها اکثرا لباس و لوازم آرایش. تقریبا شبیه به پاساژهای خودمان. درباره پیشرفت افغانستان حرف می زنیم و کمی هم از اختلاف طبقاتی. شکی نیست که ناراحت کننده است و در حال زیاد شدن. این بحث ها را موقع ناهار هم شنیده ایم. دولت به اندازه کافی قوی نیست و درآمدهای افغانستان حتی خرج کارمندانش را هم نمی دهد. افغانستان بهترین میوه ها و بهترین انگور را داشته ولی حالا میوه و انگور از چین وارد می شود و بسیاری از کالاها ایرانی، پاکستان و «چینیایی» است. مخابرات پیشرفت کرده و خیلی جاهای دیگر ولی نه آنقدری که می خواسته اند.

از بگرام می گویند. در کل ۲۴ کشور در افغانستان نیرو دارند و مقر اصلی آمریکا بگرام است. می گویند جمعه اگر بشود به دیدن آنجا می رویم. جایی که لوازم الکترونیکی بسیار ارزان است. می گویند چند وقت پیش یک هارد دیسک ۴۵۰ گیگابایتی اکسترنال را خریده اند هشتاد دلار. دیدنی اینجا است که لوازم دزدیده شده از پایگاه و سربازها را دقیقا جلوی در خروجی سربازخانه می فروشند! بستگی دارد چه چیزی به سرقت رفته باشد. هارددیسک اکسترنال، کول دیسک ۲ گیگابایتی یا لپ تاپ. هر دوره یک کالا در آنجا رواج دارد و در بسیاری مواقع فروشنده حتی نمی داند کالا چیست. از باری می گویند که کسی با افتخار لپ تاپ یکی از رده بالاهای ناتو را دزدیده بوده و کل نیروهای نظامی بسیج می شوند تا هرچه لپ تاپ در مغازه های غیر مجاز هست را بخرند. می گویند واقعه مشابهی تکرار می شود وقتی که فرمانده ای کول دیسکی با اطلاعات ارزشمند گم کرده باشد. اگر برویم به عنوان نمونه یک کول دیسک می خرم تا ببینیم چه چیزی قابل بازیافت است (: می تواند مثال بسیار خنده داری باشد.

در کافی شاپ قهوه می خوریم و موقع فروش ماشین شسته شده است. نمی دانم ار ازای چند افغانی. مسعود مشغول توضیح دادن به بچه افغانستان – تفریح بعد از کلاسهایی است که می خواهند به ما مجله و دعا و اینجور چیزها بفروشند: «افغانی ندارم وگرنه حتما می خریدم».

شام هتل وحشتناک زیاد است. بازهم گوشت کبابی و یک جور گوشت و سیب زمینی و کشمش پلو با ماهیچه و کوفته. به قول مسعود به راحتی برای شش نفر کافی است. فردا شب حتما خواهیم گفت که زیاد غذا نگیرند.

One thought on “افغانستان – تفریح بعد از کلاس

  1. “دهشت افکن “لغت جالبی بود….منم با افغانهای زیادی اینجا آشنا شدم …کاملا با آنچه ما میشناسیم متفاوت …سفر خوبی داشته باشین

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s