روز سوم فروم جهانی: کارگاه ما و گشتی در فروم

ساعت شش و نیم صبح، ریچارد بیدارم می کند. حمام را آماده کرده اند (: دوش می گیرم و لباس می پوشم. مخلوط شیر و چای و چیزی شبیه به نعناع با بیسکوییت می خوریم و می رویم بیرون.

موزونی همه راه را با من تا ورزشگاه می آید و بعد می رود که به مادربزرگش سر بزند. ماتاتو (اتوبوس های کوچک) که سوار می شوم، مردم تعجب می کنند. فکر می کنم خیلی خیلی کم سفید پوستی این طرفها پیدا می شود چه برسد به سفید پوست ماتاتو سوار ! بخصوص که چند کلمه ای هم سواحیلی با اطرافیانم خوش و بش می کنم (:

در فروم هستم و کارگاه ما هشت و نیم صبح است. نمی دانم چرا ولی انتظار ندارم آدم های زیادی بیایند. من اولین نفر هستم که رسیده ام. از کارگاه خودمان عکس ندارم ولی موفق بوده. درباره امنیت کار با کامپیوتر و استفاده ایمن از کامپیوتر برای سازمان ها حرف زدیم. سه نفر بودیم: من و دیمیتری(روس) و وایتک(لهستانی). دیمیتری کارگاه را خوب اداره می کند. من کمی هول بودم. راستش صحبت در فروم برایم هیجان انگیز بود ولی به هرحال خوب تمام شد. شرکت کننده هم زیاد بود. بخصوص از برمه و خیلی خوشحال شدند وقتی من موقع صحبت آنگ سوچی (رهبر دموکراسی برمه که در حبس خانگی است) را مثال زدم. همینطور شرکت کننده های زیادی از کانادا و آمریکا بودند (با اینکه در کل فروم تعدادشان کم است) و خب تعداد زیادی هم از کشورهای آفریقایی.

بعد از کارگاه خودمان رفتم چرخی در فروم زدم. بخصوص Q.Spot که چادر دفاع از حقوق اقلیت های جنسی بود. من حتی نمی دانستم Q.Spot یعنی چه. همه پرچم ها و بروشورها هم می گفتند find your Q.Spot ! به هرحال ضرر که ندارد. رفتم.

جای بسیار دوست داشتنی ای بود. یک گزارش کامل بعد از این چادر می نویسم ولی خلاصه بگویم که از Q.Spot منظور Queer Spot است به معنی جایی که متعلق به اقلیت های جنسی (همجنسگرا / تغییرجنس داده / …) است و آن ها می توانند در این یک نقطه از آفریقا راحت باشند و احساس تحقیر یا رنج نکنند. ایده زیبایی بود و واقعا هم این را در چادر احساس می کردی. کاشا (مسوول اوگاندایی غرفه) در کارگاه ما شرکت داشت و همه با هم رفتیم به چادرش. شعار اصلی این است:

wsf_homoisaboutlove.jpg

همجنسگرایی فقط بحث سکس نیست، بحث عشق است
به برچسب CocaCola is ETICALY out of ORDER for crimes in INDIA هم توجه کنید. این کمپین هم اینجا قوی است. بخصوص که کوکاکولا همه جای کنیا حضور دارد

صحبت ها و بحث های این غرفه را بعدا می نویسم ولی بگویم که هیچ وقت فکر نمی کردم این آدم ها اینقدر در رنج باشند. عکس کودکانی که در ایران به خاطر همجنس گرایی اعدام شده بودند و با شمع های روشن در یک دیوار نصب شده. شاید برای اولین بار در ماه های آخیر نزدیک بود گریه ام بگیرد.

بیرون آمدیم و برای کوتاه کردن ماجرا بگویم که تا شب در غرفه ها و سالن ها و چادرها چرخ زدیم. ناهار را در رستوران مجلل تر مجموعه خوردیم. بیشتر افراد فروم به اینجا نمی آیند. میزها کنار استخر بودند و دختر و پسر بعد از غذا در آن شنا میکردند. موسیقی رپ زنده با عنوان Voice of Voiceless هم در جریان بود. ایده جالبی بود. رپرهای جوان که مشهور نیستند حرف هایشان را اینجا می زدند و اگر می خواستید می توانستید اطراف استخر برقصید. حتی بعضی ها تک تک می رقصیدند. دلم می خواست برقصم ولی نرقصیدم. عکس هم نگرفتم. نمی دانم چرا. شاید چون اولین استخر مختلطی بود که می دیدم. نه اتفاقی بدی می افتاد نه کسی به کسی نگاه می کرد و نه کسی به کسی تجاوز. البته به جز من که نمی توانستم زل نزنم ! لعنت به محدودیت های ما.

واوو… در بیرون جنبش همبستگی زنان را دیدم. به نظرم باید با پروژه چهل تیکه مرتبط باشند که طی آن پارچه ای در تمام جهان می چرخید و همه گروه زنان چیزی به آن اضافه می کردند. از هدبندهایشان خریدند. هر کس می فهمد از ایران هستیم تخفیف می دهد و کلی ایمیل می گیرد و این ماجراها. گروه های زنان یک سی دی هم بهم دادند و قول گرفتند لیلا بهشون ایمیل بزنه ! (: اگر من یادم رفت خودت یادآوری کن

امروز همه جا برنامه بود و راهپیمایی. دوباره راهپیمایی ضد رییس جمهور را دیدیم و درخواست اعدامش را ! به سبک آفریقایی: یک گروه ایستاده اند با پرچم و یک نفر بلند سخنرانی می کند. بعد ناگهان یک سری شروع می کنند تبل زدن و همه آوازخوانان راه می افتند می روند تا در یک جای دیگر بقیه سخنرانی را ادامه بدهند. هیجان انگیز است.

wsf_mission.jpg

اینهم رقصی است که میسیونرهای اروپایی در آفریقا را نشان می دهد و بعد پیروزی آفریقایی ها را بر آن ها. مثل همیشه همراه آکروبات و رقص و انواع طبل.

و اینجا را هم شرکت کردیم و نیم ساعتی نشستیم:

wsf_water.jpg

آب باید آزاد باشد. این یک شعار جهانی است: Water Should be Free و خیلی ها موقع خریدن آب این را می گویند. این گروه معتقد هستند که با خصوصی کردن منابع آب، کشورهای آفریقایی دوباره تحت سلطه قدرت های بزرگ در خواهند آمد.

wsf_redribbon.jpg

و هر کس به یاد یک قربانی ایدز که می شناسد یک روبان قرمز به این یابود گره می زند. بیشتر گره زنندگان آفریقایی بودند. با موزونی که حرف می زنم کاملا درباره ایدز می داند و می گوید در چند سال اخیر دولت بسیار در این مورد اطلاع رسانی کرده است ولی می گوید هنوز هم در شرق آفریقا قبیله هایی هستند که فکر می کنند ایدز بیماری نیست و یک مرگ طبیعی بر اساس خواست خدا است و حاضر به رعایت مسایل بهداشتی مربوط به آن نیستند. خود موزونی مسیحی پروتستان است.

wsf_acro.jpg

و حالا دیگر آخر وقت است. گروه های آکروبات و رقص وسایلشان را جمع کرده اند ولی هنوز صف دخترهای سفید پوست ایستاده اند تا با کمک گروه های رقص، بعضی از این کارها را یاد بگیرند. به نظر من که شجاع هستند. من به این راحتی ها حاضر به آزمایش این کار نمی شدم. شما چطور ؟

و خب تا دوربین را بیرون می آوریم، بچه های همه دنیا مثل هم هستند

wsf_child.jpg

و خب می بینید که بالاخره یاد گرفته ام در عکاسی از سیاه پوست ها همیشه فلاش پر کننده (؟) را روشن کنم.

wsf_camp.jpg

موقع برگشتن است. آدم هایی که کمپ های کنار فروم را اجاره کرده اند به آنجا می روند و من به سمت خروجی می روم تا یک تاکسی بگیرم برای محله یوموجا. ایندفعه دیگر هیچ نگرانی ای ندارم و با آدم ها سلام و علیک می کنم و گپ می زنم. البته احتیاط هم می کنم.

در خانه شام آماده است و همه منتظر دیدن من ! می گویند دلشان واقعا تنگ شده و عادت کرده اند (:‌ بخصوص ریچارد. سریع می رویم سراغ کامپیوتر و راحت تعمیر می شود (فرکانس تصویرش زیاد بود و در نتیجه چیزی نشان نمی داد! فرکانس را که کم می کنیم همه چیز درست می شود و جیغ ریچارد در حالی که اگنس خواب است به هوا می رود). شام یکجور لوبیا است با سیب زمینی و ذرت. نان را خودشان روی اجاق می پزند و خوشمزه است. همه چیز عالی است و می خوابیم. آه ! قبل از خواب دوش هم می گیریم. چون هم آب وصل است و هم برق پس می شود دوش گرفت. سریع دوش می گیریم. من حوله ندارم. خودم را با تی شرتم خشک می کنم و می خوابیم (:‌

13 thoughts on “روز سوم فروم جهانی: کارگاه ما و گشتی در فروم

  1. این طوری که پیش میره اومدی ایران باید یه فروم هم اینجا راه بیاندازی و فیلم‌ها رو نشون بدی، چون همه چیز رو به فیلم‌ها redirect می‌کنی 😉

  2. واو خیلی تجربه ی جالبیه همه ی پست هات خوندم…چه کیفی می کنید اونجا وایت حساب میایید اگر بیاید آمریکای شمالی به هیچ وجه خاورمیانه ای هارو وایت قبول ندارند حالا هو کرس؟…سفر همین تنوعش قشنگه دیگه

  3. دمت گرم جادی جان! خیلی گزارش های جالبی هستند! بیمارستان هلال احمر که توپ بود وسط کنیا! تو فانوس لینک دادم بچه های دیگر هم بخونن
    پایدار باشی و منتظر بقیه گزارش هات هم هستیم

  4. سلام
    بر حسب تصادف از يكي از فيدخوانها به وبلاگ شما رسيدم
    واقعا ممنون كه ما را در تجارب سفرتان شريك ميكنيد با مشكلاتي كه داريد ولي همچنان مينويسيد و ميفرسيد
    برايتان آرزوي موفقيت ميكنم
    سوالي كه برايم پيش آمده و در يادداشتهاي شما به آن نرسيدم آن است كه اصولا چطور شد كه فكر شركت در اين برنامه به ذهنتان رسيد و وصولا ماجرا از كجا و جطور آغاز شد.
    برايم جالب است كه بدانم. اينكه يك ايراني در چنين برنامه اي شركت كرده برايم جالب بود و مايه مباهات.
    ولي به خرج خودتان رفته ايد شكاف آي تي يك كشور افريقايي را كم كنيد؟ مگر در ايران شكاف نداريم؟ منظورم نقد نيست بلكه دنبال ريشه تصميم شما هستم.
    برايتان آرزوي موفقيت و سربلندي دارم

  5. سلام علیرضا. من قبلا با یکسری از دوستان روی پروژه مشابهی کار کرده بودم (همان دوست روس) و حالا که آن ها کارگاه داشتند قبل و در حین فروم، برای من هم ایمیل زدند که اگر علاقمند هستم با آن ها بروم. پول هواپیما را سازمان آن ها می دهد و پول اقامت با خودم است. به قول قدیمی ها هم فال است و هم تماشا. نکته مهم حضور من این است که اولا علاقمند هستم به این جریان و ثانیا همیشه خوب است مدرسان کارگاه از نژادها و کشورهای مختلف باشند تا هیچ کس احساس نکند یکسری مبلغ بلند شده اند از یک کشور آمده اند به ما درس بدهند. یک مدرس دیگر هم از اوگاندا بود که متاسفانه روز اول دندان درد شدید گرفت و مجبور شد برگردد. حضور اون بخصوص برای این خیلی مفید بود که سیاه پوست بود. این اصلا جالب نبود که ما سه نفر سفید پوست دائما به یک گروه سیاه پوست درس بدهیم.

    کشور خودمان هم مشکل دارد صد در صد (: من اینجا هم سعی ام رو می کنم. ولی خب وقتی اونجا هم دعوت می شم، می رم. دوست داشتم فروم را هم ببینم (: در عین حال من معمولا برنامه ریز هیچ کاری نیستم و فقط اجرا می کنم.در نتیجه وقتی از اونجا دعوت بشم می رم. اگر از شهرستان هم دعوت باشه هستم (: کاملا درک می کنم چی می گی و کاملا هم درست است. شکی نیست که این برای من سفر و حضور در فروم هم بود.

  6. سلام و خسته نباشید . خیلی عالیه که ماجرای سفر را می نویسید . من که احساس می کنم من هم یک سفر کنیا رفتم ! همیشه شاد باشید.

  7. مطلب رو کامل خوندم. بدون تعارف خدایی مدتها بود مطلبی به این باحالی نخونده بودم. لذت شناختن مردم متفاوت با فرهنگ متفاوت فوق العادست. ممنون که با حوصله همه رو نوشتی.

  8. برای میتراس:‌مطمئن هستی کیواسپات همچین معنایی هم داره ؟ ممکنه یک ریفرنس معرفی کنی ؟ یک G Spot داریم ولی Q Spot با همچین معنایی چیه ؟

  9. سلام دوست عزیز
    محض اطلاع بگم که Q.Spot نقطه حساس در عضو جنسی زنانه است.فقط همین…

  10. سلام و خسته نباشید . خیلی عالیه که ماجرای سفر را می نویسید . من که احساس می کنم من هم یک سفر کنیا رفتم ! همیشه شاد باشید.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s