روز اول فروم: غرفه هایی از همه دنیا، فعالیت هایی از همه دنیا

صبح با اتوبوس آمدیم به سمت فروم. فروم در یک ورزشگاه نسبتا بیرون شهر برگزار می شه. یک استادیوم بزرگ فوتبال (یک نفر گفت ۶۰ هزار نفری)که به صندلی هاش به شکل قطاعی با دیواره از هم جدا شده اند و یک عالمه اتاق کنفرانس و کارگاه ایجاد شده. بیرون استادیوم هم دور تا دور غرفه هایی است از همه جا و مشغول همه کار.

در بدو ورود، یکی از دوستان که ثبت نام نکرده تصمیم به ثبت نام می گیره. یک ساختمان جدا مخصوص ثبت نام است. به اونجا می ریم ولی بعد از نیم ساعت ایستادن در صف هایی که شاید ده هزار نفر می خواهند از اون طریق ثبت نام کنند، منصرف می شویم و بر می گردیم. جالب است که هیچ کس نه به بج ورودی توجه می کند و نه به کد ثبت نام. اصولا نیازی به ثبت نام نیست.

wsf_entering.jpg

به سمت استادیوم بر می گردیم و فروم. برنامه های فروم را مثل یک روزنامه بزرگ زده ایم زیر بغل و گاهی نگاهی می کنیم که کجا برویم. من چند کارگاه و سخنرانی درباره جنسیت، حقوق زنان، حقوق باروری، رسانه برای تغییر، حقوق همجنسگرایان و نرم افزار را انتخاب می کنم. عملا هیچ کدام را نمی روم و به هرکدام یک سر بسیار کوچک می زنم. به نظرم کارگاه و بحث ها و میزگردها را می توانم در اینترنت پیدا کنم یا در کتاب ها بخوانم ولی آدم ها یک چیز دیگر هستندو غرفه ها بسیار جالب.

فکر کنم اولین باری در عمرم است که به راحتی هفت هشت دور، دور یک استادیوم فوتبال راه رفته ام و دائما به اینطرف و آنطرف سرک کشیده ام. از ایرانی بودن لذت می برم چون همه می خواهند سوال بپرسند و نظر بدهند و بحث کنند. در برنامه مثلا نوشته که بحث «مقابله با جنگ پیشگیرانه آمریکا در منطقه خلیج فارس» در ورودی ۱۹ بالا است. باید دور استادیوم بچرخیم، به ورودی ۱۹ برسیم و پله هایی که بالا می رود را انتخاب کنیم. این ورودی است نوزده است (و این پسر هکر لهستانی سابق الذکر!)

wsf_entrance19.jpg

و وقتی از پله ها بالا می روید و مثلا وارد کارگاه Make Poverty History می شوید

wsf_make_porverty_history.jpg

چیزی شبیه به این جریان است

wsf_inside_a_workshop.jpg

و خب بیرون ورزشگاه هم که غرفه ها قرار دارند. بعضی غرفه ها – بخصوص آفریقایی ها و ماسایی ها – صنایع سنتی خودشون رو می فروشند. بعضی ها هم از طرف کشورها هستند. مثلا این غرفه ویتنام است با تی شرت های سرخ، پرچم ستاره نشان، عکس های عمو هو و از همه پر فروشتر، کلاه های حصیری ویتنامی.

wsf_vietnam.jpg

و این یکی غرفه بود که همه باب صحبت رو با من باز می کردند (روی بج نوشته شده از ایران هستم).

wsf_socialst_worker.jpg

رفقای کارگر سوسیالیست انگلیس علیه بلر و بوش تظاهرات می کردند و اطلاعیه های آزادی فلسطین را پخش می کردند. درست غرفه کناری تبلیغات علیه جنگ احتمالی علیه ایران در جریان بود و نظر من براشون خیلی مهم بود و وقتی گفتم با جنگ مخالفم و ایران نیازی به جنگ ندارد و تنها کاری که جنگ خواهد کرد، از بین بردن امکان تغییر از داخل است همه هورا کشیدند (: و به من یک نشان Dont Attack Iran دادند که به سینه ام بزنم (: فعلا هم روی سینه ام است.

غرفه بعدی غرفه یک گروه کانادایی بود که برای اتحاد جهان عرب علیه اشغال فلسطین کار می کرد. مدتی هم آنجا ایستادم. از لهجه غلیظ پسری انگلیسی که با من درباره اجلاس قاهره صحبت می کرد چیز زیادی نفهمیدم ولی دائما به من توضیح می داد که باید به حکومت ایران توضیح بدهم که نباید با ترویج جنگ در فلسطین راه تغییر سالم را ببندد و شاید جنگ لازم باشد ولی نباید به همه دیگر راه ها غلبه کند. من هم در دلم می گفتم «چشم ! رفتم ایران حتما نظر کانادایی ها را درباره این جریان به حکومت توضیح می دم».

wsf_nowar.jpg

ناهار رو که دیروز نوشتم چی خوردیم. اون غذای بسیار سفت و بسیار مشکل برای جویدن. دوست روسم می گه که خیلی جاهای آفریقا، غذا همین وضعیت رو داره. علاوه بر این برنامه ها، در چادرهای جنبی هم برنامه هایی در حال اجرا بود که اکثرا به شکل هماهنگی و بررسی وضعیت و بحث های عمومی بودند. می خواستم به کاشا که توی کارگاه خودمون باهاش آشنا شده بودیم و برای حقوق همجنس گرایان کار می کرد سری بزنم. این برنامه ها در چادرهای بزرگی اجرا می شد و اطلاعیه هایش رو همه جا می شد پیدا کرد. به سمت این علامت رفتم

wsf_love_is_human_right.jpg

ولی سر از کارگاه بسیار جالبی در آوردم که سعی می کرد فعالیت های جهانی فمینیست ها رو هماهنگ کنه با هم و عقاید اونها رو به اشتراک بذاره.

wsf_fem.jpg

مطمئنا به جاهای زیادی رفتم که نمی تونم یکی یکی بنویسم چون فعلا هیچ امیدی به پهنای باند برای فرستادن این متن ها ندارم. احتمالا باید یک سایبر کافه ای جایی. ولی خلاصه می کنم که به تجمع women in black رفتم. تظاهراتی بود با شعارهای بسیار جالب و بعد از اون یک رقص عالی آفریقایی. بیشتر فیلم گرفتم ولی خب عکس هم دارم. از این تظاهرات / تجمع به خاطر چند فرهنگی بودن و شعارهای جالب خوشم اومد و کمی بیشتر موندم اونجا.

wsf_wib1.jpg

wsf_wib_2.jpg

گزارش امروز رو تمام می کنم. می دونید که امشب شب پر هیجان است. از دوستانم جدا می شم و خودم می رم به شهر تا موزوبی رو ببینم. خود کنیایی ها بهم هشدار می دن که محله کاملا در جنوب شهر است و باید مواظب باشم. تاکید می کنند که تا وقتی میزبانم رو ندیدم از تاکسی پیاده نشوم. خوشبختانه تلفن دارم. تلفنم را به همه اعضای گروه عوض می کنم، تلفن میزبانم را به همه می دهم و از یک دوست کنیایی می خواهم که به میزبانم زنگ بزند و با او گپی بزند و آدرس را بپرسد. تاکسی می گیرم. به خاطر راه دور بسیار گران است تازه با کمک دوست کنیایی ام روی ۱۵۰۰ شیلینگ (حدود ۲۰ دلار) توافق می کنیم و سوار می شوم. مقصد محله peacock است. میزبانم پشت تلفن می گوید باید زود به آنجا برسم چون ساعت کاری اش از سه نصف شب است تا ۱۲ ظهر و در نتیجه باید ساعت ۹ بخوابد تا بتواند سه صبح بیدار شود و سر کار برود. موزوبی گفته بود با خانواده اش زندگی می کند. تازه کشف می کنم که خانواده در کنیا می تواند به معنای دوست و برادر دوست هم باشد. در راه همه جا علامت اسلحه ممنوع دیده می شود و فکر می کنم تا شعاع ۱۰ کیلومتری من تنها سفید پوست هستم ! خوشبختانه فوتبال در جریان است. آرسنال و منچستر. می گویند با فوتبال می شود خیلی مشکلات را حل کرد و همه در کافه ها دارند فوتبال نگاه می کنند و فریاد می کشند.

2 thoughts on “روز اول فروم: غرفه هایی از همه دنیا، فعالیت هایی از همه دنیا

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s