افتتاحیه فروم جهانی: زیر پرچم فلسطین نرقصیده بودیم که رقصیدیم !

برگشته ام به هتل KCB و دور از شهر نایروبی دارم وبلاگ می نویسم. به لطف یک لپ تاپ که اینترنتش رو با بقیه Share کرده تا بگه Another World is Possible. حقیقا حین این سفر خیلی خسته شده ام و گاهی با خودم می گم چی شد که من اینجام و چرا قبول کردم بیام اینجا کارگاه کامپیوتر. گاهی می گم کاش می شد چشمم رو می بستم و باز می کردم و مثل آدم توی تهران پیش زن و بچه بودم (:

هاها. با لیلا گفته بودیم که بعدا یک روز می یام کنیا ولی واقعا دیروز فکر می کردم بهتره حالا حالاها برنگردیم اینجا ! امروز نظرم کاملا عوض شد. امروز روز صفر فروم (افتتاحیه و ثبت نام) بود. صبح با کیف و بند و بساط کامل اتاق رو تحویل دادم و با بقیه دوستان راهی فروم شدیم. درست قبل از حرکت طبق معمول با دوست روس و لهستانی ردیف شدیم پشت در بسته و اینترنت بازی کردیم. با میزبانم چت کردم و گفت مشکلی داره که امروز نمی شه من برم پیشش ! قرار شد شب با بچه ها برگردم همین هتل و شب پیش اون دوست روس بمونم. فعلا هم شب است و من اینجام و دارم ماجراهای روز صفر فروم رو می نویسم.

از اتوبوس که پیاده می شیم اولین چیزی که جلب نظر می کنه، شنبه بازار محلی است. در یک میدان کوچیک مردم پارچه هایی رو روی زمین پهن کرده اند و هر چیزی می فروشند. اکثر چیزها جالب هستن. مثلا ماسک های کنیایی، لباس های آفریقایی و النگو و اینجور چیزها.

kenya_wsf_bazar.jpg

با دوست روس ام هستم که یک نفر می یاد جلو می گه «بلیت یک سره به ماه می خواین؟» تعجب می کنیم. کمی که گپ می زنیم می فهمیم حشیش می فروشه ! دائما یکی می یاد جلو و می خواد یک چیزی بفروشه. یا می یان و می پرسن «می دونین آناآنا چیه ؟» می گیم نه و اصرار می کنن که بریم غرفه اونها و ببینیم آناآنا چیه. لغت رو مطمئن نیستم ولی نقاشی است. دست های رنگیش رو نشون می ده و می گه که خودش اینها رو می کشه.

چرخی می زنیم و من دو دست لباس آفریقایی برای خودم و لیلا می خرم. به طرز عجیبی باید چونه بزنید و من اهلش نیستم. خانمه می گه ۲۷۰۰ شیلینگ و من بالاخره ۱۶۰۰ شلینگ می دم. مطمئن هستم برای یک محلی بیشتر از ۱۰۰۰ شیلینگ تموم نمی شد. به هرحال شنبه بازار است و ما هم سفید پوست بین کلی آدم محلی. ولی مهربان هستند و احساس کلاهبرداری ندارید. واقعا دوستانه برخورد می کنند و با حوصله داستان همه ماسک ها رو می گن. ماسک ها اصلا شبیه این چیزی که ما اینجا می بینیم نیست. بسیار سبک و بسیار ساده.

شروع ثبت نام فروم ساعت ده و نیم است. می ریم اونجا و ثبت نام رو شروع می کنیم. سایت اینترنتی فروم بسیار ضعیف و کم اطلاعات و قاطی پاتی است و عملا پیش ثبت نام من هیچ کاری نمی کنه برام. آدم ها بسیار بسیار مهربان و با حوصله هستند و دائما یکی که تگ «داوطلب» از گردنش آویزون است می یاد جلو برای کمک. یک دختر فنلاندی از من می پرسه «فرم رو پرینت گرفته اید؟» می گم نه و می گه اصلا اشکال نداره و یک کاغذ پاره می دم دستم که از دفتر کنده شده و با خودکار خط به خط توش اسم و فامیل و کشور و کد ثبت نامم رو پرسیده. بهش می گم «همین رو پر کنم؟» با خنده می گه «فرم ها همیشه نباید ظاهر رسمی داشته باشند. می خواهیم دیکته اسم و کشور شما رو دقیق بدونیم و همین فرم کافیه».

چون کشور جنوب هستم ۲۰۰۰ شیلینگ می دم و وارد روند ثبت نام می شم. محل ثبت نام جایی شبیه به اینه:

kenya_wsf_registeration_site.jpg

یکسری چادر و ساختمان بزرگ پشت سر که بخش اداری است و مثلا اونجا کپی می گیرم و اینجور کارها. لپ تاپ ها رو بر اساس شماره سریال رجیستر می کنند تا بتونن گم شدن یا مشکل ها رو پیگری بکنند.

روند ثبت نام بسیار کند و خسته کننده است. هرچند که کمک خیلی زیاده. جالبه که تمام پولی که برای ورود داده رو شرکت موبایل اینجا به شکل یک سیم کارت بهم بر می گردونه. متاسفانه انگار باهاش نمی شه به ایران زنگ یا حتی sms زد ولی خب انگار خدا برامون این سیم کارت که قرار بود بخرم رو جور کرده (: روند ثبت نام همونطور که گفتم سخته ولی برنامه هایی که گروه های داوطلب اون وسط اجرا می کنند کمی جریان رو راحت تر می کنه. به من و خیلی های دیگه بند انداختن بج(؟) به گردن و برنامه و کیسه و اینجور چیزها نمی رسه (: مشکلی نیست. مشکل اصلی من اینه که مدت ها است آب نخورده ام و اینجا وسط تابستون است و آفتاب تند. غذا هم نخوردم. راستش یک جاهایی دارم به خودم لعنت می فرستم که چرا اومدم. ولی نگران نباشید بعدا مطالبی می نویسم تا همه پاشید و بیایید مثلا

wsf_dance.jpg

یکی از اون رقص هایی است که تقریبا هیچ جا نمی شه دید. اگر من رو دیدید بگید تا فیلمش رو هم بهتون بدم. بیشتر برنامه ها بیشتر از اونی که قابل عکاسی باشند، برای فیلم برداری عالی بودند. من واقعا فکر نمی کردم آدم هایی با این رقص و این لباس ها واقعا وجود داشته باشند. دیدن اش واقعا خستگی رو از آدم دور می کرد و جای همه دوستان رو خالی.

روند ثبت نام که به جاهای معقولی رسید، رفتیم برای ناهار. بسیار بد حالی بود. شاید گرما زده. کلی آب خوردم و کمی ماکارونی تند. آب و بخصوص شستن دست و صورت و طولانی نشستن توی رستوران بسیار شلوغ و بسیار کند سرویس دهنده خیلی مفید بود. وقتی اومدیم بیرون سر حال تر بودیم. از یکی دو نفر پرسیدیم وضعیت فروم چطوره و گفتند که برنامه امروز تموم شده ! گفتیم به هرحال بریم به سمت سایت و ببینیم چه خبره. مسیر بسیار زیبا بود.

wsf_park.jpg

و وقتی کم کم نزدیک شدیم صدای موزیک بلند آفریقایی کم کم زیاد شد. واو… همین که پله ها رو رفتیم بالا…

wsf_people.jpg

و فکر می کنید به چی نگاه می کردند ما هنوز به جمعیت نرسیده بودیم تا ببینیم ولی فریادها رو می شنیدیم که می پرسید “Are you ready for the revolution” و Viva Palestine, Viva Africa, Viva Latin America, Viva west Sahara و مردم جواب می دادند «زنده باد صحرای غربی، زنده باد آمریکای لاتین، زنده بار آفریقا، زنده باد فلسطین» و «بله ! برای انقلاب آماده ایم» و …

wsf_rap.jpg

تا ما برسیم و مستقر بشیم این خواننده رپ شروع کرده بود درباره آزادی خوندن و یکسری هم روی سن از این رقص های پشتک و واروی رپگونه می زدن. مردم هم شروع به رقص کرده بودند. اکثریت سیاه پوست ولی کاملا وسطشون آسیای جنوب شرقی، اروپایی و آمریکایی و استرالیایی و هرکجایی هم دیده می شد. کلی تی شرت جالب بود. مثلا

wsf_tshirt.jpg
اسلحه [برای ساختن] جهان بهتر، تغییر رفتار است

و خب پرچم های فلسطین هم که غوغا می کرد. بعید می دونم کسی عکسی بدون پرچم فلسطین داشته باشه. کلا فروم امسال در حمایت از جنبش فلسطین بود انگار ! با یکی دو تا از فلسطینی ها حرف زدم. معتقد بودند که بودن در اینجا و رقصیدن با پرچم فلسطین می تونه هویت اونها رو به جهانیان ثابت کنه. کاری که جنگ مسلحانه نمی تونه بکنه. در عین حال از ایرانی بودنم هم لذت می بردم چون همه برای حرف زدن پیش قدم می شن و بروشور می دن. یک هندی بهم بروشور ضد کوکاکولا داد. کوکاکولا کنیا رو برداشته. کنار ماشین کپی هم یک کوکاکولا بود و یک پسر کانادایی در به در دنبال یکی می گشت تا علاقمند باشه کوکاکولا بخوره و هیچ کس حاضر نبود کوکا بخوره تا پول این رفیقمون خورد بشه.

اوه ! نگهبان بازم اومده و گیر می ده که اینجا چیکار می کنیم !‌ البته دوستانه است ولی منطقی است که کم کم بریم دنبال کار و زندگی و خواب. فردا پر برنامه ها خواهد بود. امشب امکان زدن ایمیل نیست. مثل اینکه یک چیزی هست که بهش می گن defat. من ازش چیزی نمی دونم. اگر فردا اینجا بودم باید از دوست لهستانی یاد بگیرم. شب خوش.

wsf_felestin.jpg

اینهم عکس دختر محجبه فلسطینی. اون یکی پرچم فکر می کنم مال موروکو باشه. با یک آقای دیگه که عین همین پرچم رو داشت کمی گپ زدم. خیلی چیزها هست که باید تعریف کنم. همه دعوتید خونه من و سال دیگه دعوتید فروم !

4 thoughts on “افتتاحیه فروم جهانی: زیر پرچم فلسطین نرقصیده بودیم که رقصیدیم !

  1. چقدر خوب موضوع رو تعریف می کنی، یه کم زودتر به دنیا می یومدی فکرکنم می شد تاریخ طبری رو بنویسی. خوش بگذره 😉

  2. آقا خیلی خوبه . فقط لطفاً از سیاها در نماهای ضد نور عکس نگیرین که بتونیم صورتشون رو هم ببینیم. (منظورم عکس سومه)

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s