جادی در کنیا: خدا پدر هکرهای لهستانی رو بیامرزه

هاها… بودن با یکسری هکر بری کارگاه خوبیش اینه. همین الان دوست لهستانی مون که اون هم آموزشگر این کارگاه است (چهار نفر هستیم: روس، ایرانی، لهستانی و کنگویی) بهم خبر داد که یک روتر بی سیم رو وصل کرده به برق اضطراری و گذاشته اش زیر میز ! معنی اش اینه که امشب اگر بیایم پشت در قفل شده کارگاه ها بشینیم، اینترنت داریم.

حقیقت رو بخواهید تا حالا با دوست روسمون بودیم که یک شیشه روسی از کشورش آورده. یک بازی جدید هم بهمون یاد داد و اون این بود که در دو دور هر کس از شوکه کننده ترین خاطره کودکی اش چیزی بگه. خاطرات جالبی شنیدیم. مثلا دوست روسی مهمترین خاطره اش وقتی بود که کشف کرد لنین قهرمان بزرگ نیست و دوست لهستانی خاطره شوکه کننده اش وقتی بود که کشف کرد پدرش در یک کاری اشتباه کردهه! دوست لهستانی الان داره با دوست دخترش (که البته یک بچه هم دارند) به لهستانی صحبت می کنه. بحث امشب دائما حول این محور این بود که چجوری باید به بچه پنج ساله اش بگه که پدر واقعی بچه نیست و فقط بعد از دو سالگی اون بوده که با مادرش ازدواج کرده. الان حتما باید برم دستشویی ولی مقاومت می کنم !

بیرون نشسته ایم ولی هوا سرد نیست. در اصل لینوکسم بهم می گه که هواچیزی حدودweather in kenya است. به عبارت دیگه اینجا نیمکره جنوبی و در اصل تابستان است ! لذت بخشه نه ؟ در ضمن عکس هتل محل اقامت ما رو این کنار می بینید. جای قشنگیه ولی تنها اشکالش اینه که از شهر دوره و نمی تونیم بریم شهر و برگردیم. در عین حال عجیبه که حتی یک تلفن هم نداره. فقط یکسری تلفن داره که با کارت کار می کنند و ما هیچ کدو کارت نداریم ! خلاصه داستانی داریم. من هنوز نتوانسته ام با میزبان فردایم تماس بگیرم ولی مشکلی نیست چون می تونم با دوست روسی ام توی یک اتاق سر کنم.

فردا صبح با یک اتوبوس ساعت هشت و نیم می ریم نایروبی (پایتخت) و احتمالا از اونجا به میزبانم زنگ می زنم. یک دختر بیست و سه ساله با خانواده اش. یا شب می رم خونه اونها یا با دوستان لهستانی و روسی بر می گردم هتل دور از پایتخت خودمون. در ضمن احتمال خیلی زیاد داره که سری هم به فروم جهانی بزنیم. فروم جهانی هر ساله علیه گسترش سرمایه داری و تسلط سرمایه برگزار می شه.

براتون علی الحساب عکس محل برگزاری همایش رو می ذارم تا خودم برسم و عکس بگیرم. باتری های دوربینم رو به همراه کیفم تازه امروز بازیافتم(هیچ فعلی مناسب نبود جز این)

تصویر م�ل برگزاری فروم اجتماعی جهانی

البته ما فردا می ریم که پایتخت کنیا (نایروبی) رو ببینیم و مطمئن نیستم در فروم شرکت کنیم. بستگی به دوستانم داره. به هرحال الان که همه چیز عالی است و تحت کنترل. البته یک حشره بزرگ شبیه عنکبوت توی اتاقم هست که بعد از اینکه از کشتنش منصرف شدم تصمیم گرفتم باهاش کنار بیام.

نکته: یک پیرمرد بسیار مهربان من رو تا فرودگاه رسوند تا کیفم رو بگیرم و بعد من رو برگردوند. توی راه کلی گپ زدیم. انگلیسی و سواحیلی زبان های اصلی هستند و در نتیجه ارتباط با مردم بسیار راحته و همه در یک حدی انگلیسی حرف می زنند. هرچند که طول می کشه به لهجه آفریقایی اونها عادت کنید. با مهربانی گفت باید خودم رو سرحال کنم و ماشین رو کنار یک دکه بسیار درب و داغون نگه داشت و دعوتم کرد به خوردن ی کوکاکولا. بعد از مدت ها کوکاکولا خوردم (: نمی خواستم دعوتش رو رد کنم. مدت ها بود که به خاطر سیاست های ضد انسانی کوکاکولا، از نوشابه هاش (کوکا، فانتا و اسپرایت) استفاده نمی کردم. آدم های اینجا بسیار مهربان و دوست داشتنی هستند. خونگرم و صمیمی.

نکته مهم: سفر رو قرار بود با لیلا بیایم ولی چیزهایی پیش اومد که جور نشد. به نظر می رسه اگر همه چیز خوب باشه و خاطره خوبی داشته باشیم باید حتما یک بار دیگه هم با هم بیایم. شاید هم اگر خاطره خوبی نبود یک بار دیگه با هم بیایم که خاطره خوبی بشه (: اینجا واقعا پتانسیل خاطره خوب رو داره ! (: فردا و پس فردا بهتون نشون می دم. امیدوارم اینترنت به راه باشه. این کلک دوست لهستانی به زودی کشف و خنثی می شه. بعید می دونم فردا هم همین اینترنت بدون دردسر رو داشته باشیم. من دیگه می رم بخوابم. شب به خیر لیلا. شب به خیر همگی (:

4 thoughts on “جادی در کنیا: خدا پدر هکرهای لهستانی رو بیامرزه

  1. راستش این بار اوله که به خاظرات سفر یه نفر نگاه می‌کنم، تا به حال هرگز برام جالب نبوده، شاید برای این که خاظراتی که دم دستم بوده اغلب سفر با شتر بوده اما این یکی روتر وایرلس و … توش هستند!

  2. سلام جادي
    مثل اينكه اوضاع زياد تحت كنترل نيست. نه؟
    اوضاع ما هم تحت كنترل نيست. سرور خاموش شده و ما هم پسوردشو نداريم. مرحمتي كن و رمز را ارسال بنما تا اوضاع ما تحت كنترل در آيد! بفرست براي مسعود خان مختار الدوله لطفا!
    دلم برات شديدا الحن تنگ شده. كه حال غرقه در دريا نداند خفته بر ساحل…

    يك زمان در اشتياقت سوختم
    چون برفتي در فراقت سوختم…

  3. خیلی عالی بود. ( جریان اینترنت را می گم 🙂 )

    اگر موبایل گرفتی شماره اش را به من بگو 🙂

  4. سلام
    عجب سفر چر ماجرایی شده!
    مخصوصا داستانهای جادی و اینترنت;)
    امیدوارم خونه ی دوستتون راحتتر بتونید وصل شید و البته وصل بمونید!D:
    ما مشتاقانه منتظر اخبار و اگه شد عکسای فروم هستیم
    خوش بگذره:)

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s