جادی در کنیا: آخر روز دوم

خب امروز روز دوم کارگاه بود. اینترنت به شدت کند است و نمی تونم هیچ چیز عکسی براتون بفرستم. حتی طولانی هم نمی تونم بنویسم به خاطر قطع و وصلی و کسایی که بالای سرم واستادن و منتظر اینترنت هستن !

امروز رفتم فرودگاه و کیف پیدا شده ام رو گرفتم. پس امروز اولین روزی است که لباس تمیز دارم. در عوض آخرین شبی است که هتل دارم ! فردا صبح باید هتل رو تحویل بدم و برم توی شهر نایروبی. یکسری تلفن دارم که انتظار دارم یکیشون میزبانم بشه. اگر به خونه میزبان رسیدم و همه چیز مرتب بود و اینترنت هم پیدا شد فردا ایمیل می زنم. در عین حال فردا روز اول فروم است. ممکنه از هتل یکضرب برم به فروم اجتماعی جهانی و در برگشت سعی کنم برم پیش میزبانم. همه چیز قاطی پاتی است. دعا کنید سالم و خوش برگردم پیش همگی !

راستی امروز پولم رو عوض کردم. یک کم پول خورد داشتم و سه تا صد دلاری. بانک گفت صد دلاری های قدیمی تر از ۲۰۰۰ رو قبول نمی کنه !‌ احمقانه بود ولی به هرحال فعلا فقط پول خوردها رو عوض کردم ! حدود سه هزار شیلینگ کنیا دارم (هر ۷۰ شیلینگ کنیا یک دلار است). خلاصه جادی فعلا اینجاست با جیب نسبتا خالی (البته حل می شه)، هتلی که فردا تموم می شه و شهری که نمی شناسه. ولی اصلا نگران نباشید ! بعد از پیدا شدن کیفم حالا یک شونه و یک حوله و یک شامپو و یک تیغ اصلاح و یک کف اصلاح و یک ژل بعد از اصلاح دارم که به زودی می خوام باهاشون حمام کنم. برای فردا خدا بزرگه و دوستان زیاد (: به هرحال اولین باری است که توی آفریقا تنها سفر می کنم ! بخشی از جو جریان مال اینه. می شد اینجوری هم بنویسم: همه چیز مرتبه!‌ کارگاه ها برگزار شدند، فردا باید پولم رو توی شهر عوض کنم و یک عالمه دوست توی نایروبی منتظر هستند که میزبان من باشند (: در ضمن اگر دوست داشته باشم می تونم با یک تاکسی برم فروم جهانی و کلی چیز جدید ببینم.

همین الان موفق شدم یکی از عکس های کارگاه رو بذارم توی سایت ! راستش هنوز هم نفهیمدم چجوری این دوستان موهاشون رو اینجور می کنن !

nairobi1.jpg

مرتبط: بقیه ماجراهای کنیا

3 thoughts on “جادی در کنیا: آخر روز دوم

  1. جادی جان اصلا نگران نباش.من مطمئنم که سالم و سرحال برمی گردی، فقط همون طور که خودت گفتی باید یک کم مثبت تر باشی.
    فردا حتما دوست های خوبی پیدا می کنی. از اوضاع غذا هم برامون بنویس.
    امیدوارم فردا یک جای خوب و اینترنت پیدا کنی.

    ساعت 9 جمعه است و ما شام هم در خدمت اسلام و مسلمین هستیم:)

  2. ممنون (: الان دیگه اصلا نگران نیستم. همه چیز به خوبی با هم جور شد. امشب هتل هستم. فردا با دو تا از دوستان که همینجا هتل دارن می ریم نایروبی. الان به میزبانم توی نایروبی زنگ می زنم و فردا می بینمش. یک سیم کارت می خرم که در ارتباط باشم با همه. با همون دوستان می رم فروم. اگر از میزبانم خوشم اومده بود، شب بر می گردم نایروبی پیش اون وگرنه شب بر می گردم پیش دوستانم توی این هتل چون دو نفر آقا هستند که هر کدوم یک اتاق دو نفره دارند و من می تونم مهمون یکیشون باشم. اصلا هم نکران نباشید !

    راستی باید یک چیزهایی رو اضافه کنم. مثلا اینکه در و دیوار هتل پر است از اطلاعیه درباره مقابله با ایدز.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s