جادی در نایروبی: ورود

از نایروبی می لاگم. الان ساعت دوازده اولین شبی است که رسیده ام و دارم توی «هتل» اینها رو می نویسم. هتلی که با ماشین نیم ساعت بیرون شهره، تلفن نداره، برق درست و حسابی نداره و بیشترین امکاناتش یک تنگ آب توی اتاق ها است و تلویزیون که هنوز روشن اش نکرده ام.

در حالی می لاگم که از زندگی یک لپ تاپ، یک دست لباس و مقداری پول و پاسپورت بیشتر ندارم. بعله ! به عنوان بدشانس ترین مسافر کهکشان، دوبار پشت سر هم در هواپیمایی امارات چمدان ام گم شده ! این بار کلی تزیین خاص هم کرده بودمش که کسی اشتباهی بر نداره ولی به نظر می رسه کلا توی دوبی جا مونده باشه. دلیلش هم ساده است: هواپیمای تهران دوبی تاخیر زیادی داشت و من تمام فرودگاه دوبی رو دویده ام ولی احتمالا ساکم یا ندویده یا کند دویده و به هواپیمای نایروبی نرسیده. مشکل برق رو یکی بهم یاد داد که با یک قیچی فرو کردن در بخش نول پریز حل اش کنم. برای لباس هم علی الحساب یک تی شرت قرض می گیرم تا ببینم فردا ساک لعنتی ام پیدا می شه یا نه. این «هتل»ی که ما هستیم اصولا موبایل هم آنتن نمی ده چه برسه به موبایل من با سیم کارتی که با ایران رومینگ هم نداره !

فردا هم کارگاه دارم و هنوز چیز زیادی آماده نکردم. برنامه ها تحت ویندوز است و الان دارم توی ویندوز می نویسم. هوا هم خیلی گرمه و هشدار دادن به خاطر پشه های وحشتناک پنجره رو باز نکنیم. خوشبختانه بخشی از کارگاه با اینترنت کار داره و منطقا فردا باید نیم ساعتی اینترنت داشته باشم. حتما و حتما تمام تلاشم رو می کنم که زیاد بنویسم هرچند که چشمم زیاد آب نمی خوره با این شرایط بشه اینترنت پیدا کرد.

بعد از کارگاه به فروم اجتماعی جهانی خواهم رفت. هتل ندارم. دو تا گزینه هست: چادرهای 30 نفری که نزدیک فروم تعبیه کردن و میزبانی که می شناسم توی شهر نایروبی. شرایط از اونی که فکر می کردم پیچیده تر است ولی اصلا نگران نباشید که اوضاع تحت کنترل است (: فعلا می گیرم می خوابم چون فردا صبح ساعت شش قراره یکسری کامپیوتر بیارن و ما باید جابجاشون کنیم تا ساعت نه که کارگاه شروع می شه.

پ.ن. اولین چیزی که شما رو در نایروبی سورپریز خواهد کرد، فیگورهای انگلیسی است: فرمان سمت راست، Keep Left، شیرهای دستشویی دوتایی که یا باید آب جوش روی خودتون بریزین یا آب سرد و لهجه عجیبی که من باید کلی با تمرکز گوش بدم تا تازه بفهمم طرف سواحیلی حرف می زنه یا انگلیسی! کاغذ کلمات سواحیلی ام رو هم در خونه جا گذاشته ام به نظرم. می رم بخوابم. در اولین اینترنتی که پیدا کنم این رو می فرستم.

برای دو دقیقه اینترنت وصل شده ! متاسفم که برای کسی ایمیل نزدم.

6 thoughts on “جادی در نایروبی: ورود

  1. بین همه پیغمبرا جرجیس رو انتخاب کردی؟ اونجا چیکار می کنی؟
    من موقع سفر تا جایی که ممکنه سبک سفر می کنم و معمولاً از ساک ورزشی به جای چمدون استفاده می کنم. اینجوری احتمال گم شدنش خیلی کمتره و حملش خیلی راحت تره.

  2. میگم چرا رفتی کنیا اینم با چنین وضعیت؟ ما پارسال یه سری پروژه داشتیم(هفت پروژه مجزا) که یه سری از بچه هامون رفتن کشورهای آفریقایی. یه سریشون حسابی حال کرده بودن چون جایی که رفته بودن تقریبا شرایط انسانی بود و یه سری شاکی شاکی. مریض شده بودن و یه سری هم افتاده بودن زندون بیخود و بیجهت. خیلی از این کشورهای آفریقایی دولت و قانون درست و حسابی ندارن و خلاصه حواست باشه. مراقب مریضی هم باش. حتما می خوای بگی انقدر بی مبالات بودی که واکسن هم نزدی هان؟

  3. خیلی خوشحالم که بالاخره یک خبری ازت شده:)
    در مورد سیم برقمون که درست کردیم بگو به دستت رسید؟ کار می کنه یا نه؟ من پیشنهاد می کنم بی خیال این ساک بشی 🙂 اگر دیر نشده اون قرص های مالاریا را بگیر بخور.
    منتظر خبرهای باحال بعدی هستیم.

  4. سوالی که برای خواننده فضولی مثل یا شخص پایه‌ای مثل نیما پیش میاد اینه که اصولا چی شد که سر از عنایتکده‌ای به اسم کنیا در آوردی؟ با این اوصافی که میکنی، آدم اگه کلاهش هم اونجا افتاده باه نباید بره برش داره. 😀

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s