Archive for the ‘حقوق بشر’ Category

۱۱ زخمی در حمله دقایقی قبل به نمازگزاران

آگوست 31, 2007

من ماجراهای فلسطین رو دنبال نمی کنم چون اونقدر تلویزیون دروغ می گه که آدم متنفر می شه از هر چی خبره. اما امروز در رسانه مستقل این خبر رو دیدم و بیشتر و بیشتر و بیشتر متنفر شدم از وضعیت اونجا و ناراحت شدم برای «آدم ها»ش که بین یکسری قدرت طلب گیر کرده اند.

من کلا خبر جهان نمی خونم ولی گاهی سری به رسانه های مستقل (IndyMedia) می زنم. منبع این خبر هم اینجا است. متاسفم از اینکه آدم های واقعی قربانی اینهمه شیفتگان قدرت هستند؛ حالا هر چقدر هم می خوان، فریاد بکشن که ما از قدرت متنفریم.

راستش اصلا نمی دونم الان جمهوری اسلامی طرفدار حماس است یا فتح یا چی چی ولی برای من هیچ کدام اینها تا وقتی آدم بکشند تا به قدرت برسند، فرق چندانی با بقیه ندارند.

ببخشید که سردرگم نوشتم. ناراحت هستم و منزجر از زورگو هایی که فریاد می کشند ما منجی کسانی هستیم که می کشیم و شکنجه شان می کنیم. این خبر مال چند ساعت قبل است.

در چه سنی حق دارین مشروب بخورین ؟

آگوست 12, 2007

و فقط ماییم و عربستان و افغانستان که سیاهیم (: جالبه که اگر نقشه سن حجاب اجباری رو می کشیدن جریان بامزه تر می شد چون در کل جهان فقط و فقط و فقط ما بودیم که مردم حق ندارن توش بی حجاب باشن (: (کسی که کشور دیگه ای با حجاب اجباری معرفی کنه، جایزه داره (: ))

منبع:

امیریعقوبعلی به زندان اوین منتقل شد

جولای 15, 2007

امیر یعقوبعلی، فعال اجتماعی و یکی از بهترین دانشجویان دانشکده روزنامه نگاری دانشگاه علامه، به زندان اولین منتقل شد. امیر چهارشنبه هفته قبل حین صحبت با مردم و جمع آوری امضا در حمایت از کمپین یک میلیون امضا علیه قوانین تبعیض آمیز بر ضد زنان، بازداشت شده بود.

قاضی او (معرفی شده به اسم سبحانی) گفته کاری با قانونی یا غیرقانونی بودن فعالیت امیر ندارد و به دنبال «سمت» آن است و اینکه امیر که یک «مرد است چکار به کار زن ها دارد» (به نقل از زنستان).

همینجا به قاضی می گویم که من هم مرد هستم و شدیدا حقوق زنان. طرفداری از حقوق برابر برای انسان ها به شرف و شعور آدم ها ربط دارد نه به رنگ پوست و جنس و حتی عقاید سیاسی.

- بیانیه انجمن هستیااندیش در این مورد را هم بخوانید.

در عکسهایم که نگاه کردم دو عکس از امیر بود. هر دو را اینجا می گذارم تا اگر کسی خواست استفاده کند. رویشان که کلیک کنید اندازه اصلی را می بینید.

amir_yagoubali.jpg

kooche.jpg

بازداشت امیریعقوبعلی به خاطر جمع آوری امضا و حرف زدن با مردم

جولای 12, 2007

یکی از بهترین و نزدیک ترین دوستان ما به اسم امیریعقوبعلی دیشب بازداشت شده. به خاطر جمع کردن امضا برای کمپین یک میلیون امضا.
امیر از اعضای جوان و بسیار با سواد و بسیار فعال جنبش های اجتماعی و فعالیت های مدنی است. آدمی که باور داره چیزی مشکل داره ولی بدون جنگ و انقلاب قابل حله.

برای شما که لازم نیست بگم ولی برای بقیه(!) می گم که مخالف این بازداشت هستم و اعتقاد دارم اشتباه ترین کار حکوم، بازداشت و شکنجه و شلاق است. امیر از مدنی ترین شیوه ممکن در جهان برای بیان اعتراض اش استفاده می کرد و بازداشت شد. معنی این چیه ؟ نه نه فکر نکنید. حکومت باید فکر کنه.

این رو هم اضافه کنم که من هم کمپین رو امضا کرده ام و معتقدم که باید اجرایی بشه. مشکلی هم با اسلام نداره. اسلام قابل تنظیم شدن با زمان و عقل است. قبلا برده داری با عقل در تضاد نبود و در نتیجه اسلام باهاش هماهنگ بود. حالا برده داری غیرقابل پذیرش است و اسلام هم دیگه درباره اش اصراری نداره و حتی مثلا قوانین جمهوری اسلامی ایران صراحتا با اون مخالفه. در باره تعدد زوجات و نصف بودن ارزش مالی جان زن در برابر مرد و نرسیدن ارث برابر از پدر به دختر و حق کتک زدن زن از طرف مرد و … هم ماجرا همین است. وقتی عقل قبولشون کنه، اسلام هم هماهنگ می شه باهاش (:

دو عکس به یاد دانشجویان دربند پلی تکنیک

جولای 1, 2007

احمدی نژاد بدون برنامه و شاید تحت یک جو خاص که می خواست مردمی باشه، شروع کرد وبلاگ نوشتن و خیلی زود متوقف شد. ولی همین ده پست هم جالب هستند (: مثلا به این نگاه کنید:

سخنان امدی نژاد درباره دانشجویان پلی تکنیک

و بعد به این عکس:

دانشجویان دربند پلی تکنیک

اون سه نقطه رو انگار احمدی نژاد فقط برای این گذاشته که این لوگو پشتش بیاد.

چی می شه که بقیه دنیا شادتر از ما هستند؟

ژوئن 27, 2007

امروز این عکس جزو اخبار جالب جهان بود. تصویری از «شهر ماهواره ها» و هنرمندی که تصمیم گرفته با همکاری شاگردان مدرسه ای، چهره شهر رو عوض کنه.

«شهر ماهواره ها» در حومه شهر آمستردام هلند است. یک منطقه مهاجر نشین که اکثر ساکنانش رو مهاجران نسل اول و دوم آسیایی و آفریقایی به هلند تشکیل می دهند. این مهاجران دوست دارند تا برنامه های تلویزیونی خودشون رو ببینند و به همین دلیل اکثرا گیرنده ماهواره دارند تا بتوانند به تلویزیون کشورشان نگاه کنند.

حالا یک هنرمندی هلندی تصمیم گرفته به این مجموعه ساختمانی مهاجرنشین آمستردام، شکل جدیدی بده و با همکاری مردم و شاگردهای مدرسه ای اش، دیش ها رو رنگ کرده. قابل توجه است که با وجود اینهمه گیرنده ماهواره، آمستردام یکی از امن ترین شهرهای جهان است. تا به حال هم پلیس به خاطر تکریم موقعیت زن یا ارتقای امنیت اجتماعی، کسی رو در خیابان کتک نزده و به خونه ای حمله نکرده و آفتابه گردن کسی ننداخته. به جای اون، هنرمند ما، رنگ جدیدی به این شهرک مهاجرنشین داده.

راستی! قلاب هایی که از سقف آویزان هستند، برای بالا کشیدن اثاث منزل استفاده می شوند چون راه پله ها بیش از حد تنگ است.

منبع خبر: فاکس نیوز

با سنگسار مخالفم

ژوئن 20, 2007

به نظر من حکم سنگسار یعنی در خاک کردن یک آدم و پرتاب کلوخ به و سنگ و حتی سیمان به سمت سر اون توسط «آدم» های دیگه، شدیدا غیرانسانی است و فقط می تواند مربوط به جوامع بسیار ابتدایی از نظر حقوق انسانی باشد.

ممکن است کسی این را بخواند و بگوید «ولی سنگسار جزو اسلام است» جواب من ساده است «خب بردگی هم جزو اسلام است» ولی امروز پذیرفته ایم که این بخش از اسلام را یاد ندیده بگیریم یا به شکلی جدید تفسیر کنیم. به نظرم سنگسار و هر شکلی از مجازات اعدام و شلاق و قطع عضو و هر نوع دیگر شکنجه مجرمین باید مشمول همین نادیده گرفتن یا تفسیر مجدد شوند.

امروز قرار است یک قاضی شخصا در ملاء عام یک زن و مرد را سنگسار کند! من با این خشونت وحشیانه مخالفم.

عمیقا از سایت میدان که اصل خبر را منتشر کرده متشکرم. اینجور چیزها سالهای سال اتفاق می افتادند و کسی خبر هم نمی شد اما حالا آدم های شجاعی هستند که بگویند مخالفند و برای عقیده شان تلاش کنند.

خسته نیستم، مصمم ترم

می 22, 2007

دوستان دعوتم کردن به بازی های وبلاگی. نمی دونم اینکه بگیم که کی رومون تاثیر گذاشته. اینکه بگیم چی رو تو ایران دوست داریم و چی رو دوست نداریم. اینکه نمی دونم چند نفر دیگه رو دعوت کنیم.

من حوصله اش رو ندارم. با احترام به همه دوستانی که دعوت کردند می گم که این بار من نیستم. دو تا وبلاگ جدیدم داره فیلتر می شه و خیلی ها دیگه نمی تونن ببیننش.زن های کشورم رو به جرم زن بودن کتک می زنند و خونین و مالین می کنند و مردهای کشورم رو به جرم بی سوادی و فقری که محصول دولت است، آفتابه به گردن در خیابان ها تحقیر می کنند. در دانشگاه پلی تکنیک دانشجویان رو وحشیانه کتک می زنن و در دانشگاه علامه حراست به بچه ها حمله می کنه و شیشه ها رو خورد می کنه و بهترین و صمیمی ترین و باشعورترین دوستان من رو به جرم اعتقادات صلح آمیزشون دستگیر می کنه.

حال من هم اصلا دوست داشتنی نیست. عصبانی هستم و بیش تر از اونی که باید باشم جدی. فکر می کنم خسته نیستم، مصمم ترم. مصم تر به اینکه با حکومتی که کتک زدن شیوه اصلاحی اش باشه و تحقیر کردن شیوه تنبیه اش مخالفم. مصمم تر به اینکه آزادی بیان مهمترین اصلی است که هیچ دیکتاتوری حق نداره به بهانه هیچ شکلی از امنیت لغوش کنه. مصمم ترم در اینکه هیچ اعتقادی به اعتقادی که از طریق ترس حفظ می شه ندارم و عمیقا باور دارم دوستان بسیار خوبی دارم که کنارشون می تونم خوش باشم.

آقای سردار، آقای سیاه پوش، آقای نقاب دار،‌ آقای لباس شخصی، خانوم پلیس، آقای مفتش! من معتقدم حق اینکارها رو نداری. شاید زورش روداشته باشی، ولی حق اش رو نداری. من درک می کنم که در دنیا کسانی که زور دارند، بیخیال حق می شوند ولی این خللی در این باورم به وجود نمی یاره که حقی هست که بر حق است. شکنجه دردآوره ولی حق آور نیست.

۱۷ می،‌ روز جهانی نترسیدن از همجنسگرایی

می 18, 2007

logo-idaho.jpg

امروز ۱۷ می، روز جهانی نترسیدن از همجنسگرایی است. در این روز آدم ها به یاد همدیگر می آورند که گرایش های جنسی متفاوتی در دنیا هست و به من و شما هیچ ربطی ندارد! (:

شاید من و شما همجنسگرا نباشیم، ولی لازم هم نیست از همجنسگراها بترسیم. این شعار روز جهانی مبارزه با هوموفوبیا است. یک نکته جالب این است که حدود ۷ درصد مردم هر جامعه، همجنس گرا هستند. این یعنی اگر در کلاس شما ۳۰ نفر آدم باشند، چهار پنج نفرشان همجنسگرا هستند. همین حرف به این معنا است که بین شما و برادر خواهر و و پسرخاله ها و پسرعموها و دخترخاله ها و دخترعموها، احتمالا یکی دو نفر همجنسگرا هستند. جالب نیست ؟ بیایید از همجنسگرایی نهراسیم. این هم یک گرایش است مثل علاقمندی به قورمه سبزی، علاقمندی به بسکتبال و …

سایت روز جهانی نترسیدن از همجنسگرایی که البته در ایران که همجنسگراها را اعدام می کند، فیلتر است.

تئاتر بچه های کار: بابام تو کاغذا گم شد

می 16, 2007

bachehaye-kar-1.jpg

دیروز با عده ای از دوستان رفتیم تئاتر بچه های کار. همونطور که نوشتم روزهای شنبه و سه شنبه و چهارشنبه ساعت ۴ عصر در فرهنگسرای ارسباران (بالای سیدخندان). محیط بسیار دوست داشتنی ای بود با آدم های خوب و یک تئاتر بسیار دیدنی.

بچه ها با کمک اساتید تئاترشون، به شیوه خلاق و بر اساس زندگی خودشون یک تئاتر طراحی و اجرا می کنند. تئاتری که خیلی جاهاش احساس نمی کنید تئاتر است و شبیه یک نگاه از بیرون به زندگی این بچه ها است. این بچه ها،‌ بازیگر نیستند بلکه تکرار کننده زندگی هر روزه شون هستند. این بار روی سن تئاتر. ولی احتمالا خیلی از کارهایی که می کنند و حرف هایی که می زنند حرفهایی هستند که هر روز بین خودشون می زنند.

bachehaye-kar-2.jpg

دوست دوست داشتنی،‌ زینب سالاروند عکس می گرفت و ازش خواستم یکی دو تاش رو برام بفرسته و لطف کرده این دو عکس زیبا رو فرستاده. مثل دیروز، دوست دارم بهتون پیشنهاد کنم امروز (چهارشنبه) اگر می تونید ساعت ۴ به دیدن این تئاتر بروید (فرهنگسرای ارسباران). هم برای آشنا شدن با یکسری بچه خوب، هم برای لذت بردن از یک محیط دوستانه و هم برای کمک و حمایت از بچه هایی که در یک کشور غریبه، دارند هنرمند بودن رو تجربه می کنند (: