Archive for the ‘جالب’ Category

اوا مندس ترجیح می دهند لخت باشد تا پالتو پوست بپوشد

ژانویه 6, 2008

اوا مندس را من نمی شناختم ولی همین چند لحظه قبل شناختم: هنرپیشه فیلم‌هایی مثل «2fast 2furious» و Hitch که از سال ۱۹۹۰ وارد سینما شده. اما دلیلی که در موردش می نویسم این پوستر «ضد پوست» است:

اوا مندرس در این پوستر می گوید که حاضر است لخت بیرون برود ولی پالتو پوست نپوشد چون از کشتن حیوانات درست شده. احتمالا بقیه هم حاضر هستند و همین راز گیرایی این پوستر است.

فتیش خرد کردن قطار

سپتامبر 12, 2007

این مطلب در مورد مسایل جنسی غیرمعمول است، اگر دوست ندارید یا ذهن بسته‌ای دارید که نمی‌تونه تنوع رو بپذیره، نخونید. جستجوگرهای عزیز: اگر دنبال مطلب پورنوگراف هستید، این مطلب به درد شما هم نمی خورد :)

فتیش به معنای بت است و در سکس به معنای لذت جنسی از چیزی نوعا غیرجنسی بکار برده می شه. مثلا یک فتیش مرسوم، چرم است: افرادی که از پوشیدن یا پوشاندن یا حضور چرم لذت می‌برند.

فتیش‌ها بسیار گسترده هستند و از نظر تئوری می‌تونن تقریبا هر چیزی رو شامل بشن. مثلا اگر دقت کنید(؟) در ایران فتیشی هست به اسم فتیش چادر. مردانی که از اینکه طرف مقابلشون چادر پوشیده باشه لذت می‌برن.

خوشحال می‌شم اگر دختری هم باشه که فتیش خاصی رو نام ببره که ویژه خانم‌ها باشه. شاید به خاطر سلطه چند قرن مردان بر امور جنسی، فتیش‌ها هم مردانه شده باشند و لازم باشد فتیش‌های زنانه کم کم خودشان را نشان بدهند.

به هرحال. فتیشی هم هست به اسم «فتیش خرد کردن» که در اون مردها دوست دارند زن‌هایی رو ببینند که چیزهایی رو خرد می‌کنند. می‌گن این فتیش از طرف مردان تحقیرطلب شروع شده و مثلا اگر زن مشغول خرد کردن بدن یک کرم یا حشره باشه،‌ مرد خودش رو با اون برابر می‌کنه. اما ژاپن که محدودیت‌های خاص خودش در امور جنسی رو داره و به همین دلیل در جهان مشهوره به محصولات سکسی عجیب و غریب و «غیرطبیعی»، یک فتیش جدید رو پایه گذاشته: فتیش خرد کردن قطارهای اسباب بازی.

فتیش خرد کردن قطار

به نظر من که غیرمنطقی هم نمی‌یاد. قطار سمبلی است از حرکت، سرعت و قدرت و بقیه صفاتی که به مردها نسبت می‌دهند. خرد کردن یک حشره یا کرم کار راحتی است ولی وقتی زنی به همون راحتی یک قطار رو هم خرد می‌کنه،‌ احتمالا مرد فتیشیست لذت بیشتری خواهد برد.

در آخر این رو اضافه کنم که من از این نوع فتیش اصلا خوشم نمی یاد (:‌ بخصوص اگر چیزی که خرد می‌شه یک موجود زنده باشه شدیدا منزجر هم می‌شم!

منبع: عکس رو از اینجا برداشته‌ام که البته فیلتر است.

امروز روز خیلی خوبی بود

جولای 17, 2007

صبح که بلند شدم، یک آقای اولترا مسلمان وبلاگنویس با PM به من گیر داده بود که دروغگو هستم و خیلی بی ادب. هر چقدر گفتیم خب حالا که اینطوره بیخیال ما بشه و بذاره من به کارهام برسم بیخیال نمی شد که نمی شد !

بعد کار شروع شد و تا ساعت شش عصر طول کشید. روی حداقل پنج تا پروژه مجزا کار کردم که به جز یکی از هیچ کدوم لذتی نمی بردم. بین اینها هم امیریعقوبعلی زندان بود ، جمهوری اسلامی می خواست شب یک پسر که در زمان کودکی مرتکب جرمی شده بود رو اعدام کنه، یکی از بهترین استاد های من (کیان تاجبخش) رو در یک محیط ایزوله (شکنجه روانی) مجبور به اعترافات احمقانه تلویزیونی کرده اند و فردا برنامه مسخره اش پخش می شه (که من نگاه نمی کنم چون حوصله حماقت ندارم) و خیلی خبرهای بد دیگه مثل دانشجویان در زندان و کلی داستان دیگه (:

ولی چرا امروز بهترین روز من بود ؟ چون دیشب با لیلا یک کار مدیر سیستمی خیلی جذاب کردیم و از اون مهمتر همین الان که ساعت حدود شش عصره، این مقاله دیوانه کننده رو خوندم که می گفت E70 بهتر از iPhone است: The iPhone is a piece of shit, and so is your face.. این متن فوق العاده خنده دار بود برام. چندین بار قه قه زدم زیر خنده. نمی شه درک کرد چطوری این طرف اینها رو نوشته و چقدر لذت برده از اینکه این متن اینقدر مشهور شده (بالای ۹۰۰۰ دیگ). این متن قوی ترین طنز برخورنده ای بود که خونده بودم. طرف یک گوشی E70 داره و می گه که خیلی از iPhone بهتره. این متن نهایت متلک گفتنی است که من در یکی دو سال اخیر خونده ام. شاید من بیمار باشم ولی قه قه باهاش خندیدم. شاید هم تاثیر خبرهای بد امروز بود. ولی به هرحال قوق العاده با قریحه نوشته شده بود.

شیوه حل مازهای دوره کودکی با استفاده از کامپیوتر

ژوئن 30, 2007

بچه که بودیم کتاب هایی بود که توشون یکسری مسیر مارپیچ چاپ شده بود و ما باید با مداد راه ورود و خروج از مارپیچ رو پیدا می کردیم. گاهی هم مجلات از این «ماز»ها چاپ می کردند. روند نسبتا ساده ولی وقت گیری بود. دیروز توی اینترنت (متاسفانه آدرسش رو ذخیره نکردم) دیدم که این کار یک راه حل ساده کامپیوتری داره. امتحان کردم و به راحتی کار کرد:

  • - تصویر را اسکن کنید
  • - آن را در گیمپ (یا فتوشاپ) باز کنید و با تغییر کنتراست و روشنی،‌ خطوط را کاملا پررنگ و زمینه را کاملا سفید کنید
  • - با استفاده از مجیک وند، دیواره سمت راست (نقطه ۱) را انتخاب کنید
  • - از منوی select به قسمت expand بروید و بخش انتخاب شده را چهار پیکسل عریض تر کنید
  • - دور خط انتخاب شده را با استفاده از edit ~ Stroke Selection (برابر فتوشاپی یادم نیست) رنگ کنید

تصویر چیزی شبیه به این خواهد شد:

شیوه �ل مارپیچ

چی می شه که بقیه دنیا شادتر از ما هستند؟

ژوئن 27, 2007

امروز این عکس جزو اخبار جالب جهان بود. تصویری از «شهر ماهواره ها» و هنرمندی که تصمیم گرفته با همکاری شاگردان مدرسه ای، چهره شهر رو عوض کنه.

«شهر ماهواره ها» در حومه شهر آمستردام هلند است. یک منطقه مهاجر نشین که اکثر ساکنانش رو مهاجران نسل اول و دوم آسیایی و آفریقایی به هلند تشکیل می دهند. این مهاجران دوست دارند تا برنامه های تلویزیونی خودشون رو ببینند و به همین دلیل اکثرا گیرنده ماهواره دارند تا بتوانند به تلویزیون کشورشان نگاه کنند.

حالا یک هنرمندی هلندی تصمیم گرفته به این مجموعه ساختمانی مهاجرنشین آمستردام، شکل جدیدی بده و با همکاری مردم و شاگردهای مدرسه ای اش، دیش ها رو رنگ کرده. قابل توجه است که با وجود اینهمه گیرنده ماهواره، آمستردام یکی از امن ترین شهرهای جهان است. تا به حال هم پلیس به خاطر تکریم موقعیت زن یا ارتقای امنیت اجتماعی، کسی رو در خیابان کتک نزده و به خونه ای حمله نکرده و آفتابه گردن کسی ننداخته. به جای اون، هنرمند ما، رنگ جدیدی به این شهرک مهاجرنشین داده.

راستی! قلاب هایی که از سقف آویزان هستند، برای بالا کشیدن اثاث منزل استفاده می شوند چون راه پله ها بیش از حد تنگ است.

منبع خبر: فاکس نیوز

تقویت برد کنترل از راه دور ماشین با بدن خودتان

می 26, 2007

این روزها یک مطلب دائما داره در اینترنت می چرخه و همه بهش لینک می دن و درباره اش می نویسن و آزمایش می کنن. شما هم آزمایش کنین. می گن کار می کنه.

مساله اینکه که کشف شده برای تقویت برد (فاصله) کارکرد کنترل از راه دور قفل مرکزی ماشین، کافیه اون رو روی سرتون بذارین یا زیرگلوتون بگیرنش و دهنتون رو باز کنین!

امتحان کنین و وقتی دیدی که کار می کنه، بقیه رو سورپریز کنید. به نظر می رسه دلیل این امر عملکرد کاسه سر به عنوان یک جور آنتن باشه ولی خب من که فقط رشته ام این بوده، هیچ درکی از جریان ندارم. اگر کسی توضیح بهتری داشت خوشحال می شم بشنوم.

منبع: خیلی جاها. مثلا هکزاین

توی فرودگاه امام خمینی هستم و اینترنت رایگان و فرصت زیاد به خاطر تاخیرهای پروازهای آریانا افغان. سرعت اینترنت اونقدری که ادعا می کنن زیاد نیست ولی کاملا قابل کار کردنه. تا چند ساعت دیگه در صورت مساعد بودن همه چیز در افغانستان خواهم بود برای آموزش طراحی سایت به یک سازمان جامعه مدنی به اسم آرمانشهر. مطمئنا از سفر بیشتر می نویسم.

دفتر کار الگور

می 25, 2007

جرج ال گور (مشاور سابق کلینتون و نامزد دموکرات ریاست جمهوری آمریکا) جزو معدود سیاست مداران آمریکایی است که من می شناسم و چون توی یک پرواز طولانی، دوبار سخنرانی سال ۲۰۰۶ اش در مورد گرم شدن کره زمین و عواقب خطرناک اون رو دیدم، در کل ازش خوشم می یاد. خب فرض کنید یکی مثل ناطق نوری که رای نیاورده حالا بیاد بیخیال رییس شدن بشه و بره سراغ تکنولوژی و عواقب منفی گرم شدن زمین و تبدیل بشه به یک جور فعال اجتماعی.

امروز به شکل اتفاقی (در حین چرخ زدن در طراحی های اتاق های کار مبتنی بر چند مانتیور) اتاق کار الگور رو هم دیدم (: شما هم یک نگاه بندازید:

سه تا اپل و یک ال سی دی. با اینهمه کاغذ و نامه و .. به نظر میاد الگور هم دو سه تا سفر استانی رفته باشه (:

بازنمایی سکس گروهی از جمعیت عرق ریزان و منتظر کنسرت

می 2, 2007

امروز صبح، دو چیز در اینترنت دیدنی است. اولی شورش اینترنتی علیه دیگ است که به دلیل ارتباط با دنیای مجازی، در کیبرد آزاد نوشته ام. ولی دومی این مجموعه عکس است که در عرض چند ساعت نزدیک به بیست هزار بیننده داشته.

coachella-a-photoset-on-flickr.png

با اینکه این صحنه به نظر یک سکس بزرگ دست جمعی می آید، ولی در اصل تصاویر افرادی است که منتظر آمدن گروه «فلفل های تند قرمز» به صحنه اجرای موسیقی هستند. عکاس به عنوان شکلی از بازنمایی صحنه، این عکس ها را انداخته است. برای من دو درس دارد: اولی اینکه هر چیزی دیدم را باور نکنم. دوم اینکه مسایلی که به نوعی به سکس مربوط می شوند همیشه یک جذابیت خاص دارند. نمی دانم به خاطر ممنوعیت همراه با آن ها است یا ذاتا جالبند. البته شاید هم ذاتا جالبند و ممنوعیت هم جالبترشان می کند.

راستش را بگویم دیدن این مجموعه من را یاد تلویزیون خودمان می اندازد که همیشه تلاش می کند واقعیت ها را جور دیگری نشان بدهد.

مجموعه کامل عکس های منتظران شروع کنسرت گروه فلفل های سبز را اینجا ببینید

بعد از مرگ مداد بشوید

مارس 31, 2007

وقتی مردید دوست دارید چی بشه ؟ دفن بشوید ؟ سوزانده بشوید ؟ یا مداد شوید ؟ یک هنرمند طرحی رو اجرا کرده که طی اون شما می توانید درخواست کنید که بعد از مرگ از خاکستر شما مداد ساخته بشود. مساله وقتی قابل توجه می شود که بدانید از خاکستر هر مرده می شود ۲۴۰ مداد ساخت. به نظر من بامزه است اگر بعد از مرگ آدم مداد بشه. تنها مشکلش اینه که شما بخشی از یک تحقیق گسترده درباره پست
مدرنیسم خواهید بود.

منظور بچه ها از نقاشی هاشون

فوریه 19, 2007

بچه ها نقاشی های جالبی می کشن. حالا یک گروه جمع شده اند و این نقاشی ها رو به نقاش های حرفه ای می دهند تا اونها سعی کنند منظور اصلی بچه رو نقاشی کنند. به این نمونه نگاه کنید::

قشنگه و بامزه ! نه ؟ اگر علاقمند هستید یک سر به مجموعه نقاشی های نقاشان حرفه ای با الهام از نقاشی کودکان بزنید (: جریان وقتی جالبتر می شه که چند نقاش سعی می کنند منظور بچه رو بکشند و نتایج کاملا با هم فرق می کنه (: