گشتی در حیات وحش کنیا
Safari یا سافاری اصطلاحا به سفرهایی گفته می شود که معمولا با ماشین در بین حیات وحش انجام می شود برای دیدن و عکاسی از حیوانات در محیط زندگی طبیعی شان.
یکی از مشهورترین کشورهای جهان برای سافاری (یا سفری) کنیا است و پایتخت کنیا (نایروبی) تنها پایتخت دارای سافاری جهان است. برای رفتن به یک سفری در پایتخت باید حدود ۷۰ دلار بدهید. در مقابل اگر نخواهید / نتوانید ۷۰ دلار برای یک سافاری واقعی بدهید، کنیا این امکان را هم فراهم کرده که با ۱۰ دلار بتوانید یک Safari Walk (سافاری پیاده) بروید. این یکی سیستم که من را به یاد اصطلاح Poor mans Safari می اندازد، یک باغ وحش نسبتا باز است که در می توانید در مسیرهای امن تعیین شده قدم بزنید و حیوانات را در محیطی بسیار نزدیک به حیات وحش واقعی شان مشاهده کنید. خوبی اش این است که اولا ارزان است و ثانیا سریع است و ثالثا هر حیوانی که باشد را می توانید ببینید چون محیط آنقدرها بزرگ نیست که اصولا نتوانید حیوانی را ببینید.
این شد که روز چهارم فروم را پیچاندم و با دو دوست کنیایی به Safari Walk رفتیم. من ۱۰ دلار و آن ها چون کنیایی هستند ۱۰۰ شیلینگ (یک دلار و نیم). البته صبح در پلازا قرار گذاشتیم. فراموش نکنید که نایروبی در رتبه بندی فقر کشورها در پایین رده ها است و فحشا بسیار رایج. پلازا یکی از جاهایی است که کارگران جنسی می ایستند منتظر مشتری.

با ماتاتو سواری به باغ رسیدیم. جالب بود که ایستگاهی که پیاده می شدیم، مخصوص همین پارک بود و قیمت ها رویش نوشته بود و خوشامد گویی و …

پارک جای بسیار قشنگی است. سرسبز با راهرو و پله های چوبی. اطراف راه های عبور بخش های مربوط به حیوانات است. بعضی حیوانات کاملا آزاد هستند و بعضی ها در حال همزیستی با هم. البته حیوانات بسیار خطرناک مثل کروکودیل با اختلاف سطح از راه عبور آدم ها جدا شده اند. شیرها هم در یک محوطه آزاد هستند که یک طرفش با شیشه مسدود شده و از آنجا می توانیم تماشا کنیم. چون غذا را نزدیک شیشه می دهند، خیلی وقت ها شیرها نزدیک شیشه هستند.

این آهو یا شوکا یا نمی دانم چی، همزیستی جالبی با پرنده هایی دارد که حشره هایش را می خورند.

و یاد گرفتم که دو جور گورخر داریم: یکی سفید و سیاه و یکی زرد و سیاه. هر دو اینجا بودند. و علاوه بر این، شترمرغ هیچ وقت سرش را در چیزی فرو نمی کند ولی چون معمولا در زمین مشغول گشتن و خوردن چیزها است، از دور همیشه به نظر می رسد که سرش را در یک چیزی فرو کرده.

از راست به چپ: موزونی، آگنس، کرگردن (راینو)، جادی. در عکس کوچک افتاده ولی واقعا از نزدیک هیبت عظیمی دارد.

و اینهم شیر گرامی که مشغول چرت بعد از ظهر است. شیرها روزی حدود ۶ کیلو گوشت می خورند ! یک نر و دو ماده در این سافاری است.

و به زور زوم ۱۲ برابر دوربین، پدربزرگ پلنگ را هم بالاخره پیدا می کنم. وارش عزیز خیلی دوست داشت پلنگ ببیند، نمی دانم دیده یا نه ولی من بالاخره دیدم. البته بعد از این پلنگ درخت نشین، دو تا یوزپلنگ عالی هم دیدیم.

البته بازهم در باغ وحش گشت می زنیم. بابون و کلی جانور دیگر و بالاخره در ایستگاه ماتاتو سوار می شویم و بر می گردیم خانه

موزنونی می خواهد فردا را هم برای من مرخصی بگیرد و با من به شهر بیاید، می گویم که به راحتی می توانم راهم را پیدا کند ولی قبول نمی کند. بد هم نیست چون فردا جشن اختتامیه است و بهش خوش خواهد گذشت. آگنس سریع می خوابد چون ساعت ۱۲ باید برای رفتن به سر کار بیدار شود. موزونی یک غذای کنیایی می پزد: گوشت + یک جور سبزی که قبلا هم خورده ام و تقریبا شبیه اسفناج است و یک جور پوره / نان از آرد ذرت.

گوشت بسیار ارزان است. نیم کیلو گوشت خوب را می خرند ۱۰۰ شیلینگ (۱۰۰۰ تومن). به جای نان هم معمولا از این چیزی که سمت چپ می بینید می پزند: آرد ذرت. و غذا را هم با دست می خوریم. نسبتا راحت است و بی دردسر و فقط مرحله اینکه سر سفره یک نفر لگن نگه دارد تا بقیه دستشان را در آن بشورند کمی سخت است.
شام را که می خوریم سراغ کامپیوتر ریچارد می رویم. همه چیز رو به راه است و در دو قیقه درست می شود: فرکانس تصویر بیش از حد بالا تنظیم شده بود. وقتی می بیند کامپیوتر درست شده هی جیغ می کشد و خوشحال است (: یک سی دی اوبونتو هم بهش می دهم. برایش بسیار هیجان انگیز است که با لینوکس کار می کند و می گوید یک شرکت خارجی هست که شرط استخدامش کار با لینوکس است. خوشحالم که خوشحال است. کاش سازمانی در ایران بود که کامپیوترهای دست دویی که من و شما استفاده نمی کنیم را دست به دست می رساند به کسانی که می تواند زندگی شان را متحول کند.
شب به خیر.

در ژانویه 27, 2007 در 3:15 ب.ظ
سلام جادی،
کارت عالیه. ما رو هم با خودت بردی آفریقا!
حالا کی برمیگردی؟
در ژانویه 27, 2007 در 5:53 ب.ظ
جادی اگر ناراحت نشی الآن با خودم ارزو کردم که ای کاش این جادی دو سه ماه دیگه بمونه اونجا و هر روز هم وبلاگش رو به روز کنه! من که از راه دور دارم از سفرت لذت میبرم (;
در ژانویه 27, 2007 در 6:32 ب.ظ
ما به تو افتخار می کنیم.
در ژانویه 28, 2007 در 2:26 ق.ظ
راستی جادی بع داز برگشتن به ایران خیلی خوبه که اینجا یه پست دربارهی این «فروم» بنویسی!
منظورم از «درباره» یعنی این که اصلا این که اصلا فروم چیه، این فروم هدفش چیه؟ از کی این فعالیت شروع به کار کرده (تاریخچه که میدونی من عاشقشم!) دلیل این که باید توش مشارکت کرد و خیلی چیزهای دیگه که به نظر خودت میرسه و من حضور ذهن ندارم.
این از دو جهت میتونه مفید باشه:
۱.برای کسانی که به چنین فعالیتهایی علاقهمند هستند (مثل من) اطلاعات بیشتری در بارهی این حرکت ایجاد بشه. (چون من شخصا چندان از ماهیت این فروم خبر ندارم، شاید به این دلیل که چند سال اخیر پیگیر خبرها و اوضاع موضوع دیگهای بودم)
۲.برای کسایی هم که خبر دارند مفهوم میشه که اصلا چرا وقتی توی ایران هنوز مشکلات فراوانی داریم باید برای مشارکت در چنین فعالیتهایی زمان و پول هزینه کنیم. (منظورم دوست نظر دهندهمون علیرضا یا باقی مخاطبین این وبلاگه)
در ژانویه 28, 2007 در 6:59 ق.ظ
خوشحالم که خوشحال است. کاش سازمانی در ایران بود که کامپیوترهای دست دویی که من و شما استفاده نمی کنیم را دست به دست می رساند به کسانی که می تواند زندگی شان را متحول کند —> این بهترین بخشش بود
در ژانویه 28, 2007 در 12:07 ب.ظ
I just wanted to let you know that : water should be free, means : آب بايد مجاني باشد .
I appreciate the effort you guys put in taking part in this kind of events, but it would be nicer if you try to be a good representative of Iran with good knowledge and ability of communication. cheers
در ژانویه 28, 2007 در 3:11 ب.ظ
خیلی خوشگلن عمو جادی…مخصوصا اون شیز خابالو.. مثل کارتونهاس.. ادم یادش میره که گاهی چقدر خطرناکن..
در سپتامبر 19, 2007 در 7:44 ق.ظ
salam….jaaleb bood….man hafeye dige daram miram kenia…..daghighan 25 sept…….mofid bood….mam noon….mitooni gozaresh haye mano inja bekhooni
http://www.mosaferan.ir
در نوامبر 27, 2007 در 9:51 ق.ظ
سلام جادی جان . چند تا سوال داشتم ازت . آقا اولن از نظر امنیت توی شب چطوریه ؟ ثانیا خرجش چقدره ؟ ثالثا هتل هاش چجوریه ؟ از نظر مشروب و دیسکو و اینجور چیزا میگم . اگه بتونی کمکم کنی ازت ممنون میشم.
ghatell@gmail.com
در ژانویه 21, 2008 در 7:15 ق.ظ
سلام
من تازه این فروم را پیدا کردم . جند تا سوال داشتم اگه لطف کنید پاسخ دهید.
1- گرفتن ویزا برای کنیا و تانزانیا چطوره؟
2-کل هزینه برای یه سفر حدود ده روزه چقدره؟
3-اگه از طریق تور نری پیدا کردن هتل ساده هستت یا نه؟
4-لیست جاهای دیدنی کنیا رو برام بنویس.
ممنون
در مارس 6, 2008 در 5:20 ب.ظ
از گزارشت ممنون
در مارس 13, 2008 در 8:31 ق.ظ
سلام من 9 فروردين ميام كنيا خيلي دوست دارم راهنماييم كنيد تا بتونم از وقتم نهايت استفاده رو ببرم ممنون ميشم برام پيام بزرايد متشكرم
در دسامبر 5, 2008 در 5:16 ب.ظ
سلام جادی گزارش جالبی بود من عاشق افریقا و زندگی بدوی و قبایل گوناکون وحیات وحش انجا هستم ولی منبع مناسبی نمیابم مرا یاری کن