این یکی وبلاگ جادی


گشتی در حیات وحش کنیا

نوشته شده در کنیا با Admin در ژانویه 27, 2007

Safari یا سافاری اصطلاحا به سفرهایی گفته می شود که معمولا با ماشین در بین حیات وحش انجام می شود برای دیدن و عکاسی از حیوانات در محیط زندگی طبیعی شان.

یکی از مشهورترین کشورهای جهان برای سافاری (یا سفری) کنیا است و پایتخت کنیا (نایروبی)‌ تنها پایتخت دارای سافاری جهان است. برای رفتن به یک سفری در پایتخت باید حدود ۷۰ دلار بدهید. در مقابل اگر نخواهید / نتوانید ۷۰ دلار برای یک سافاری واقعی بدهید، کنیا این امکان را هم فراهم کرده که با ۱۰ دلار بتوانید یک Safari Walk (سافاری پیاده) بروید. این یکی سیستم که من را به یاد اصطلاح Poor mans Safari می اندازد، یک باغ وحش نسبتا باز است که در می توانید در مسیرهای امن تعیین شده قدم بزنید و حیوانات را در محیطی بسیار نزدیک به حیات وحش واقعی شان مشاهده کنید. خوبی اش این است که اولا ارزان است و ثانیا سریع است و ثالثا هر حیوانی که باشد را می توانید ببینید چون محیط آنقدرها بزرگ نیست که اصولا نتوانید حیوانی را ببینید.

این شد که روز چهارم فروم را پیچاندم و با دو دوست کنیایی به Safari Walk رفتیم. من ۱۰ دلار و آن ها چون کنیایی هستند ۱۰۰ شیلینگ (یک دلار و نیم). البته صبح در پلازا قرار گذاشتیم. فراموش نکنید که نایروبی در رتبه بندی فقر کشورها در پایین رده ها است و فحشا بسیار رایج. پلازا یکی از جاهایی است که کارگران جنسی می ایستند منتظر مشتری.

wsf_plaza.jpg

با ماتاتو سواری به باغ رسیدیم. جالب بود که ایستگاهی که پیاده می شدیم، مخصوص همین پارک بود و قیمت ها رویش نوشته بود و خوشامد گویی و …

wsf_park1.jpg

پارک جای بسیار قشنگی است. سرسبز با راهرو و پله های چوبی. اطراف راه های عبور بخش های مربوط به حیوانات است. بعضی حیوانات کاملا آزاد هستند و بعضی ها در حال همزیستی با هم. البته حیوانات بسیار خطرناک مثل کروکودیل با اختلاف سطح از راه عبور آدم ها جدا شده اند. شیرها هم در یک محوطه آزاد هستند که یک طرفش با شیشه مسدود شده و از آنجا می توانیم تماشا کنیم. چون غذا را نزدیک شیشه می دهند، خیلی وقت ها شیرها نزدیک شیشه هستند.

wsf_hamzisti.jpg

این آهو یا شوکا یا نمی دانم چی، همزیستی جالبی با پرنده هایی دارد که حشره هایش را می خورند.

wsf_zebra.jpg

و یاد گرفتم که دو جور گورخر داریم: یکی سفید و سیاه و یکی زرد و سیاه. هر دو اینجا بودند. و علاوه بر این، شترمرغ هیچ وقت سرش را در چیزی فرو نمی کند ولی چون معمولا در زمین مشغول گشتن و خوردن چیزها است، از دور همیشه به نظر می رسد که سرش را در یک چیزی فرو کرده.

wsf_rhino.jpg

از راست به چپ: موزونی، آگنس، کرگردن (راینو)، جادی. در عکس کوچک افتاده ولی واقعا از نزدیک هیبت عظیمی دارد.

wsf_lion.jpg

و اینهم شیر گرامی که مشغول چرت بعد از ظهر است. شیرها روزی حدود ۶ کیلو گوشت می خورند ! یک نر و دو ماده در این سافاری است.

wsf_panter.jpg

و به زور زوم ۱۲ برابر دوربین، پدربزرگ پلنگ را هم بالاخره پیدا می کنم. وارش عزیز خیلی دوست داشت پلنگ ببیند، نمی دانم دیده یا نه ولی من بالاخره دیدم. البته بعد از این پلنگ درخت نشین، دو تا یوزپلنگ عالی هم دیدیم.

wsf_uzpalang.jpg

البته بازهم در باغ وحش گشت می زنیم. بابون و کلی جانور دیگر و بالاخره در ایستگاه ماتاتو سوار می شویم و بر می گردیم خانه

wsf_matatu.jpg

موزنونی می خواهد فردا را هم برای من مرخصی بگیرد و با من به شهر بیاید، می گویم که به راحتی می توانم راهم را پیدا کند ولی قبول نمی کند. بد هم نیست چون فردا جشن اختتامیه است و بهش خوش خواهد گذشت. آگنس سریع می خوابد چون ساعت ۱۲ باید برای رفتن به سر کار بیدار شود. موزونی یک غذای کنیایی می پزد: گوشت + یک جور سبزی که قبلا هم خورده ام و تقریبا شبیه اسفناج است و یک جور پوره / نان از آرد ذرت.

wsf_dinner1.jpg

گوشت بسیار ارزان است. نیم کیلو گوشت خوب را می خرند ۱۰۰ شیلینگ (۱۰۰۰ تومن). به جای نان هم معمولا از این چیزی که سمت چپ می بینید می پزند: آرد ذرت. و غذا را هم با دست می خوریم. نسبتا راحت است و بی دردسر و فقط مرحله اینکه سر سفره یک نفر لگن نگه دارد تا بقیه دستشان را در آن بشورند کمی سخت است.
شام را که می خوریم سراغ کامپیوتر ریچارد می رویم. همه چیز رو به راه است و در دو قیقه درست می شود: فرکانس تصویر بیش از حد بالا تنظیم شده بود. وقتی می بیند کامپیوتر درست شده هی جیغ می کشد و خوشحال است (: یک سی دی اوبونتو هم بهش می دهم. برایش بسیار هیجان انگیز است که با لینوکس کار می کند و می گوید یک شرکت خارجی هست که شرط استخدامش کار با لینوکس است. خوشحالم که خوشحال است. کاش سازمانی در ایران بود که کامپیوترهای دست دویی که من و شما استفاده نمی کنیم را دست به دست می رساند به کسانی که می تواند زندگی شان را متحول کند.

شب به خیر.